![]() |
|||
|
ويژگیهای مدیر موفق از دیدگاه حضرت آیت الله العظمی شیرازی رحمة الله عليه -1-
ترجمه : افسانه دادبين بخش نخست تفاوت مدير ورهبر موفق در ويژگیهای هر یک نهفته است . خصوصیات یک مدیر ، در حقيقت مجموعه اي از ويژگیها ومهارتهایی است که از طریق ارتباط و حضور در جامعه کسب می کند و اما رهبر علاوه بر این ویژگیها بایستی از برخی خصوصیات شخصی و ذاتی نیز برخوردار و بهره مند باشند . بنابراين رهبر بايستى در بردارنده صفاتى همچون توانايى در خلاقیت ، ابتكار ، و انعطاف پذیری نسبت به شرایط و پایداری در حركت به سوى هدف و همچنین چشم پوشی از جزئیات در مسیر تحقق اهداف ، باشد و در بارورى و رشد اين خصوصيات بعنوان مهارتهايى خاص و قابل وصف و سازنده نهايت تلاش و دقت را به كار بندد . اما آنچه در عرصه بيان تفاوتهاى رهبر و مدير قابل توجه مي باشد این است که مدیر در جهت ایفای نقش مدیریتی خویش به هیچ یک از این صفات نیازمند نمی باشد . در این میان گروه سومی از افراد ، مانند رؤساى دولتها به ايفاى نقش و اجراى مسؤوليت مى پردازند که این طبقه بوسیله لیاقت و توانایی ذاتی خویش به حکومت رسیده اند ، و اين افراد در جايگاهی فروتر از رهبران و فراتر از مدیران قرار گرفته اند . به عنوان مثال می توان در این جا از لینکلن یاد کرد که به عنوان رهبر در آمریکا شناخته می شود حال آنکه در مراتبی پائین تر از وی ، اشخاص دیگر تنها به عنوان رئیس دولت شناخته شده اند . در قالب نقشهاى سه گانه ای چون رهبر، رئيس و مدير به ترتيب ميتوان از گاندی به عنوان رهبر ، و نهرو به عنوان رئيس دولت ، و رئيس پلیس فلان منطقه تنها به عنوان مدیر یاد کرد . در حقیقت هدف از بیان نمونه های ذکر شده تائید عملکرد این افراد نیست بلکه تنها به منظور مشخص ساختن مرزها و به عبارتی تفاوت سه گروه یاد شده می باشد . از جمله نمونه های قابل توجه در جهان اسلام در چهار چوب نمونه های اسلامی ،به منظور تبیین تفاوتهای آشکار میان سه گروه یاد شده ( رهبر ، رئيس و مدير) مى توان از ادريس ، پسرعموی امام صادق ( علیه السلام ) یاد کرد که سلسله ای را در کشور مراکش بنیان نموده و پایه گذاری کرد و در حقیقت به عنوان رهبر ، و سایرین به عنوان رئیس حکومت و دولت و یا به عنوان مدیر سازمان و یا موسسه و نه رهبر شناخته می شوند . در هر حال با وجود تمامی تفاوتها در جايگاه و شیوه عملکرد این سه گروه ، شباهتهايى در ويژگیهایی آنها وجود دارد که در این قسمت به پاره ای از آنها به صورت خلاصه و گذرا در قالب ويژگیهای مدیر موفق اشاره خواهیم نمود . 1- مسوولیت پذیری در برابر کار ها ، فعاليتها و شكستها . 2- تمايل براى بهبود انجام كارها به گونه ای برتر. 3- اینگونه افراد مجموعه کارها و فعالیتهای خویش را نه به عنوان بارى بر دوش بلكه به عنوان سرگرمی لذت بخش قلمداد می کنند . 4- مديران و رهبران از توانايى كافى به منظور زمان بندى مناسب براى انجام فعاليتها برخوردار مى باشند . 5- توانايى انجام كارها در فشرده ترين زمان ممكن را دارا مى باشند . 6- اين افراد پس از درک و پذیرش منطقی شرايط ، از پشتکار فراوان جهت انجام فعالیتها برخوردار هستند . 7- نسبت به ساير افراد و مردم اعتماد وافر داشته و فعاليتها را منظور دستيابى . و تحقق موفقيت انجام مى دهند ودر عرصه فعاليتها گام می نهند . 8- اين افراد ابزارها و روشهاى تقويت حافظه را به خوبى فراگرفته اند . 9- از نیروی جسمانی و سلامت بدنی بالایی برخوردار هستند . 10- این افراد در حقیقت صاحب اندیشه بوده و دارای دیدگاههای روشن و آشکار هستند . 11- دارای آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق هستند. 12- در عین استواری و پایداری در رسیدن به سوی هدف ، انعطاف پذیر نیز می باشند . 13- این افراد هیچ گاه در مسیر افراط و تفریط قدم نگذاشته و میانه رو هستند . 14 – دارای دیدگاهی وسیع و گسترده و بینشی فراگیر می باشند . 15 – از شخصیتی پایدار و غیر متزلزل برخوردار می باشند . 16 – در راستای حل مشکلات و مسایل بردبارو صبور هستند . 17 – در جایگاهها و موقعیتهای سخت و برانگیزاننده ، خويشتن دار هستند . 18- در حالى كه به منظور حل مشكلات و رويارويى با بحران ها داراى انگیزه والایی هستند اما در عین حال در برابر بحران ها آرامش پیشه می کنند . 19- در برخورد با مسائل نسبی مدیریت واقع بین بوده و دارای دیدگاهی همه جانبه نگر هستند . 20- در رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتيب و احترام به زمان بندیها پیشگام بوده و سپس دیگر افراد را در حد امکان به رعایت و پایبندی به این ارزشها دعوت می کنند . 21- در گام نخست ، احترام به مقررات و آئیین نامه های سازمانی بر خود و دیگران تطبیق می کنند . مدیری که در راستای تطبیق قوانین بر خویش ناتوان باشد ، مديرى ناموفق تلقى مى شود هر چند که در عرصه انجام مسوولیتها به عنوان مدیر و یا رهبری موفق و کامیاب مطرح شود ، چرا که این ناتوانی زمینه ساز ضعف در هیبت و شوکت مدیریتی وی خواهد شد . 22- از توانایی تطبیق روح قوانین و آیین نامه های سازمانی برخوردار هستند . 23- همواره به حال و آینده به شکل یکسان و همسان می اندیشند چرا که نبایستی این دو را فدای یکدیگر کرد . 24- در تصمیم گیری های خویش قاطع بوده و درگیر شک و تردید نخواهند شد . 25 – پس از اندیشه و تفکر کافی و اتخاذ تصمیمات بر اساس این اندیشه ها ، بر نظر و تصميم گیری خویش متعهد و پایبند می باشند . منبع: انستیتو تحقیقاتی امام شیرازی- واشنگتن- با تصرف
|
|||