پرتویی از اندیشه های آیت الله العظمی سید محمد شیرازی رحمه الله علیه: خرافه,اسطوره و افکار عمومی

 

ترجمه: مصطفی محمدی

 

آنچه امروزه به عنوان یکی از انگاره های پذیرفته شده جامعه شناسی قرار گرفته است توانایی تاثیر گذاری اسطوره ها از یک سو و خرافات از سوی دیگر بر افکار همگانی است . چه هر چه این ملتها و این افکار از اندازه کمتری از سواد و فرهنگ بر خوردار باشند به همان اندازه نیز این خرافات توانایی دارای توانایی اثر بخشی بیشتری خواهند بود.

این خرافات و افسانه ها گاه آنچنان گسترده و ریشه دار هستند که بگونه ای باور نکردنی به بخشی جدانشدنی از زندگی ملتها تبدیل میشوند. شوربختانه  جوامع اسلامی نیز در طول تاریخ خویش از این آفت بی بهره نبوده اند و این در حالی است که اصولا اسلام خود آیین اندیشه و اندیشیدن بوده و سختگیرانه کمر به مبارزه ای  دامنه  دار با خرافات و خرافه پرستان بسته است. اما در این میان باید بر واژه ای دیگر نیز درنگ نمود که گاه بگونه ای شبه آمیز به جای واژه خرافه بکار میرود و آن واژه اسطوره است.

اما براستی فرق میان اسطوره و خرافه در چیست؟ 

به طور کلی به هر آنچه ریشه در گذشته کهن یک ملت داشته باشد اسطوره نامیده میشود حال آنکه  خرافات به باورهایی اطلاق میشود که ازدیدگاه خرد و منطق درخور پذیرش قرار نمیگیرند. خرافات را بیشتر میتوان پیرامون شخصیتها و قهرامانان تاریخی یافت.

 اما چگونه خرافات پیرامون این اسطوره ها شکل میگیرند؟

بدیهی است که پاسداشت و بزرگداشت شخصیتهای تاریخی و قهرمانان تاریخی از ویژگیهای ارزشمند ملتهای هوشمند و داناست اما شوربختانه در این میان تقدیس و بزرگداشت بیش از اندازه از این شخصیتها بوسیله افراد نادان موجب ترسیم شخصیتی بسیار نادرست و باورناپذیر و آمیختن باورهای نادرست با شخصیت واقعی این اسطورها شده تا انجا که از انان شخصیتهایی افسانه ای و خرافه آمیز ساخته است.

اما در این میان آنچه پیامدهای منفی پدیده خرافه سازی را دو چندان میکند, تاثیر نابودگر و تخریبی این افسانه ها و خرافه ها در رفتار روزمره جوامع بویژه در هنگام بروز بحرانها و چالشهای اساسی در این جوامع است.

منبع:انستیتو تحقیقاتی آیت الله شیرازی- واشنگتن