![]() |
||
|
شميم رحمت : سيره حکومتى امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف (1)
يکى از سؤالاتى که ذهن معتقدين به ظهور منجى عالم بشريت، حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف را به خود مشغول کرده، اين است که حضرت مهدى عليه السلام پس از ظهور چه روش و اسلوبى را در حکومت خويش به کار مي بندد و به اجرا ميگذارند و بر اساس چه قانونى حکومت خواهند کرد. آيا روش ايشان در حکومت همان روش و سيره رسول خدا صلى الله عليه وآله و اميرمؤمنان على عليه السلام است، يا آنکه روش ديگرى را در اين باره اتخاذ ميکنند. روايات بسيارى از عامه و خاصه در اين باره وارد شده است، در بعضى از اين روايات آمده است که حضرت مهدى عليه السلام «يحکم بحکم داوُد»(1) حکمرانى و قضاوت او مثل حکمرانى داوود خواهد بود. در تفسير نورالثقلين، ذيل آيه {انا جعلناک خليفةً فى الارض فاحکم بين الناس بالحق}(2) روايتى نقل شده است که براساس آن حضرت پس از ظهور«يحکم بحکم آدم و بحکم ابراهيم و بحکم داوُد و بحکم محمد»، حکمرانى و قضاوت او مثل حکمرانى و قضاوت آدم، ابراهيم و داوود و حضرت محمّد صلى الله و عليه وآله خواهد بود. سيره حکومتى حضرت محمّد وداوود درحکومت در روايتى که در تفسير نورالثقلين نقل شده آمده است که، حضرت داوود عليه السلام يک بار به علم خود عمل کردند، امّا مشکلى برايشان پيش آورد، از خداوند چاره کار را خواستند. خدواند فرمود به هنگام قضاوت از آنها بيّنه (شاهد) و قسم بخواه «واضفهم الى اسمى و حلّفهم»(3) پس از اين داستان حضرت داوود عليه السلام براساس شواهد و بينّات عمل ميکردند و ديگر هرگز بر اساس علم خود عمل نکردند. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله نيز فرموده اند «انمّا اقضى بينکم بالأيمْان والبينات»(4)، در جاى ديگر ميفرمايند اگر من، طبق بينّات و اَيمان ( قسم)، حکمى صادر کردم مبنى بر اينکه فلان زمين از آنِ فلان شخص بوده و آن کسى که حکم به نفعش صادره شده، اگر بداند زمين مال او نيست، ولى چون قرائن و شواهد به نفع اوست زمين را بگيرد و با خود بگويد؛ حال که پيامبر به نفع من حکم صادر کرد، پس زمين از آنِ من است، بايد بداند که عذاب الهى در انتظارش خواهد بود «فانما قطعت له قطعة مِن النار» از اين روايت چنين برداشت ميشود که رسول خدا صلى الله عليه و آله مأمور به مقام اثبات بوده اند و با مقام ثبوت کارى نداشته اند(5). آنچه که از اين احاديث ميتوان استفاده کرد، اين است که امام زمان عجل الله تعالى فرجه نيز، پس از ظهور بر طبق شواهد و بيّنات در بين مردم قضاوت خواهند کرد، البته ممکن است گاهى با تکيه بر علم خود احکام را صادر و بيان نمايد ولى قاعده کلى در رفتار حکومتى ايشان عمل بر طبق بيّنات است. در تاريخ حکومت پيامبر اکرم و اميرمومنان نيز گاهى چنين اتفاقاتى از باب «قضية فى واقعه» مى افتاده. هدف در اينجا ذکر قاعده اى است که از روايات استفاده ميشود و اين قاعده با تدّبر صحيح در روايات مربوطه، به دست خواهد آمد, که اساس و شيرازه بهره مندى از فرمايشات گهربار معصومين عليهم السلام تدبر در روايات است. پيامبرصلى الله عليه وآله درحديث تدريه(6) ميفرمايند: درايت و فهم يک حديث بالاتر از خواندن و حفظ کردن هزار حديث است، چرا که خواندن و نقل کردن هزار حديث بدون بهره بردن از مضمون آنه، هيچ فايده اى در بر ندارد و حال آنکه فهم و عمـل به يک حديث برکات دنيـوى و اُخروى فراوان دارد و البتـه ائمه عليهم السلام در اين مورد سفارشات لازم را کرده اند، چنانکه در روايات آمده است «لاعذر لاحد من موالينا لتشکيک في ما روى عنّا ثقاتنا»(7)، يعنى سزاوار نيست شيعيان در عمل به رواياتى که از بزرگان دين و از زبان افراد مورد اعتماد ما بيان ميشود تعلّل ورزند. |
||