![]() |
||
|
غنيمت شمردن فرصت ها
بسم اللَّه الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين(1)
امير سخن، حضرت اميرمؤمنان على عليه السّلام در نهج البلاغة در خصوص اين كه انسان الزاماً بايد از فرصت ها بهره بگيرد و آن را هدر ندهد تشبيه زيبايى دارد كه موضوع اين گفتار است. حضرت فرمودند: «إن الفرص تمرّ مر السحاب(2)؛ فرصت ها همچون ابر مى گذرند». اين فرصت ها را غنيمت شماريد. هنگامى كه شب فرا مى رسد، روز از بين رفته است و متقابلاً با آمدن روز پرده تاريك شب برچيده مى شود. اميرِ سخن حضرت على عليه السّلام زمانى اين تشبيه لطيف را بيان فرمود كه هنرِ واژه و كلمه، برترين هنر بود و فصاحت و بلاغت ارزش والايى داشت. شايان توجه است كه جز از آن حضرت، از ديگرى چنين تشبيهى بيان نشده و اين حاكى از ابتكار آن حضرت در ارائه تشبيهات رسا و روان مى باشد. البته با ديدگاهى كه نسبت به اهل بيت عليهم السّلام در خصوص عصمت آنان داريم، شنيدن سخنان گهربار و يا ابداع و ابتكار سخن هاى پربار امرى عادى است، ولى براى كسانى كه چنين اعتقادى ندارند اين مطالب براى شان حايز اهميت خواهد بود. با توجه به اين كه فرصت ها از دست رفتنى است، انسان بايد آن را غنيمت بشمارد و از عمر خود به طور شايسته بهره بردارى كند. حال اگر ده درصد از آن استفاده كرد، به همان مقدار بهره خواهد برد و به همين كيفيت است در مراحل ديگر كه ميزان موفقيت، استفاده و بهره بردارى است. يكى از فرصت هايى كه در اختيار داشتيم و عمر آن سر آمد ماه محرم بود. حال بسنجيم كه از اين ماه و اين فرصت چه بهره اى برده ايم؟ در نامه عمل مان چه اعمالى را كه موجبات آبادانى آخرت ما فراهم مى آورد ثبت نموديم؟ خدمات ما به امام حسين عليه السّلام و مكتب او چه مقدار بوده است؟ خلاصه اين كه از خود چه مقدار نيرو و سرمايه در ميدان خدمتگذارى به حضرت سيد الشهدا عليه السّلام هزينه كرديم؟ اهل قلم، اهل منبر و... چه مقدار براى دين هزينه كردند؟ نتيجه آن كه در واقع چه ميزان توفيقِ كسبِ فيض در ماه سيد الشهدا عليه السّلام از آن حضرت عايد ما گرديد؟ اين ماه به عنوان يك فرصت معنوى قابل بهره بردن است و انسان هر چه براى امام حسين عليه السّلام خدمت كند نتايج آن عايد خود او خواهد شد. كسى كه مردم را تشويق مى كند تا در مناسبت هاى مربوط به اهل بيت عليهم السّلام اطعام كنند، امور عزادارى را سامان دهند، از اين فرصت به خوبى بهره برده است. برخى از مردم وقت را داراى اهميت مى دانند و برخى ديگر پول براى شان مهم است و ممكن است شخصى ديگر آسايش و آرامش را بر هر چيز ديگرى ترجيح دهد. حال سرمايه دارى كه پول و دارايى برايش مهم است، چه مقدار هزينه مى كند؟ آيا در حد اعلاى آن مشتاقانه خدمات مالى ارائه مى دهد يا به قدر متوسط، يا كم؟ كسى كه به زمان اهميت مى دهد، چه اوقاتى از عمر خود را به سيد الشهدا عليه السّلام اختصاص مى دهد؟ پر واضح است كه در راه اهل بيت عليهم السّلام آن كه بيشتر و بهتر مايه بگذارد، علاوه بر اين كه آن خدمت در نامه عمل وى ثبت خواهد شد، خود نيز بهترين بهره را خواهد برد، اما اين بدان معنا نيست كه فرصت هاى مغتنم فقط محرم است، بلكه فرصت هاى ديگرى چون ماه صفر، اربعين و ايام شهادت حضرت رسول اكرم و امام رضا و امام حسن مجتبى، شهادت امام عسكرى عليهم السّلام، هفدهم ربيع الاول ولادت نبى اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم و... را پيش رو داريم. اين ايام نيز فرصت هايى است كه مى آيند و مى روند چه اين كه: إن الفرص تمرّ مرّ السحاب(3). حال كه مقدار زيادى از ماه صفر باقى مانده است و امكان برگزارى مجالس و ساير امورى كه تعظيم شعاير به شمار مى رود باقى است بايد آنها را دنبال كنيم. كسى كه از فرصت هاى پيش آمده هرگز استفاده نمى كند مد نظر نيست، ولى كسانى كه كم تر بهره جستند طرف خطاب خداى متعال هستند كه به وسيله پيامبر گرامى اسلام صلّى الله عليه وآله وسلّم هشدار داده، فرمود: « أنذرهم يوم الحسرة(4)؛ و آنان را از روز حسرت بيم ده». پس با در نظر گرفتن اين فرمان خدا و نيز رهنمود امير المؤمنين و ديگر معصومان عليهم السّلام، بايد فرصت را مغتنم بدانيم تا در روز حسرت، در شمار حسرتيان نباشيم. ● توفيق يافتگان كربلا در برخى از كتب تاريخى آمده است كه حدود هزار و پانصد نفر همراه امام حسين عليه السّلام وارد كربلا شدند و تمام آنها امام حسين عليه السّلام را به عنوان امام سوم مى شناختند و از اين كه سيد الشهدا عليه السّلام را در فشار و سختى مشاهده مى كردند حقيقتاً اندوهگين بودند و چه بسا مى گريستند، اما تنها چند نفر از اين جمعيت هزار و پانصد نفرى از فرصت همراهى با سيد الشهدا عليه السّلام استفاده كردند كه بنا به نقل تاريخ فقط 72 نفر از تا آخر در كنار حضرت ماندند و به رستگارى شهادت نايل آمدند. فردى به نام عبدالله بن حر جحفى كه اجمالاً نام وى را شنيده ايد، يك شخصيت سرشناس و رئيس قوم و طايفه خود بود. امام حسين عليه السّلام او را به يارى خود دعوت نمودند. اگر تصور شود كه امام عليه السّلام نيازمند يارى اين شخص بود هرگز به آن هزار و پانصد نفرى كه با وى بودند نمى فرمود: اينها فقط با من كار دارند و قصد دارند مرا بكشند و با شما هرگز كارى ندارند. شما آزاديد و مى توانيد برويد. حضرت به عبيدالله ابن حر فرمودند: بيا تا فردا نزد جدم رو سفيد باشى. او در پاسخ گفت: يا ابا عبدالله، يك شمشير بى نظير دارم كه به شما هديه مى دهم. در جنگ ها رسم بر اين بود كه اگر شمشير فردى در جنگ مى شكست، آن شخص شكست خورده تلقى مى شد. شمشيرهايى از جنس فولاد وجود داشت كه به دليل مقاومت فوق العاده بر اثر زد و خورد كم تر مى شكست، يا هرگز نمى شكست، لذا شمشيرها متفاوت بودند و به مقدار استحكام شان ارزش و مرغوبيت داشتند. عبيدالله گفت: اين شمشير از آن شمشيرهايى است كه در جنگ هرگز نمى شكند. آن را به همراه اسبى كه بسيار تيز هوش و پر استقامت است به شما هديه مى دهم. عبيدالله تصور مى كرد كه امام عليه السّلام محتاج اسب و شمشير مى باشد، لذا چند بار ضمن تكرار مدح شمشير و اسب خود، از اهداى آن به امام صحبت نمود. امام فرمودند: اسب و شمشيرت مال خودت، اگر خودت به يارى ما مى آيى، اسب و شمشير هم اگر نداشته باشى، در اختيارت خواهم گذاشت. عبيدالله پاسخ داد: معذورم. پس از پايان يافتن واقعه عاشورا و شنيدن خبر شهادت سيد الشهدا عليه السّلام وجدانش آرام نگرفت و با خود گفت: حال چه مى شد اگر به همراهى امام عليه السّلام مى رفتى؟ خلاصه انسان روزى خواهد مرد و اگر در راه خدا كشته مى شدى چه مى شد؟ از اين نكوهش كه وجدانش بر او وارد مى آورد، بسيار غمگين و ناراحت شد و كنار مزار حضرت سيد الشهدا عليه السّلام آمد و سر خود را بر قبر حضرت عليه السّلام مى زد و مى گريست، اما سودى نداشت، زيرا فرصت از دست رفته بود. او مى توانست يكى از آن جمع هفتاد و دو نفرى باشد كه صدها ميليون، بلكه ميلياردها انسان از زمان شهادت شان تا به حال در مقابل قبر ايشان مى ايستند و مى گويند: «بأبي أنت و أمي(5)؛ پدر و مادرم فداى تان باد». در زيارات هم مكرراً خوانده ايد و مى دانيد خطاب به چه كسانى اين جمله آمده است. مع ذلك هرگز ياران امام عليه السّلام را نمى شناسيم، ولى همين مقدار مى دانيم كه در راه امام حسين عليه السّلام به شهادت رسيده اند. حال چه لزومى دارد كه جهات ديگر را بدانيم؟ فقط همين مقدار كه جان شان را فداى امام حسين عليه السّلام نموده اند كافى است و از همين رو مى گوييم: بأبي أنت و أمي. حال اگر اين يار با وفا جاهل باشد يا عالم؛ فقير باشد يا غنى؛ مسلم بن عوسجه باشد يا حبيب ابن مظاهر؛ پير باشد يا جوان، فرقى نمى كند، فقط مهم اين است كه در راه امام حسين عليه السّلام جانفشانى كرده است. عبيدالله بن حر جحفى هم مى توانست به اين مقام والاى شهادت در ركاب امام عليه السّلام دست يابد، اما از فرصت استفاده ننمود و مقام رفيع شهادت را از دست داد. قدم گذاردن در امور خير نياز به تأمل زياد ندارد، چرا كه در اين صورت گرفتار وسوسه و دودلى خواهد شد. انسان بايد فرصت را غنيمت بداند. خدا و پيامبر هم فرموده اند كه در حدّ توان خود از فرصت ها استفاده كنيد و آنها را ارزشمند بدانيد. ● استفاده از فرصت ها جهت هدايت كافران چندى پيش يكى از علماى بزرگ هند كه چهل سال پيش از شاگردان مرحوم والد، مرحوم حكيم و مرحوم شاهرودى رحمة الله عليه بود نزد من آمد. او قصد عزيمت به عتبات عاليات داشت. به او گفتم: سعى كنيد تا جوان هايى كه در كنارتان در هند هستند، را هدايت كنيد. حال يا خودتان امر هدايت را بر عهده بگيريد يا عده اى را تربيت و آموزش بدهيد تا رسالت هدايت را بر عهده گيرند. او گفت: خود ما از هدايت شده ها هستيم». از آن جا كه متوجه موضوع نشدم پرسيدم: چطور؟ گفت: از جد چهارم من به بالا همه كافر بودند، ولى جد من مسلمان شد و ما هم به تبعيت از او مسلمان و شيعه شديم. پرسيدم: جريان چيست؟ گفت: جد ما كافر بود، اما انسانى نيكوكار و خيّر بود. دوستى هم داشت كه سيد و عالم شيعه آن شهر بود. آن سيد عالم گاهى به او مى گفت: قصد ندارى مسلمان و شيعه شوى؟ مى گفت: نه، دينم عيبى ندارد، فقط حضرت زهرا سلام الله عليها و امام حسين عليه السّلام شما شيعيان را دوست دارم. اما ضرورتى براى مسلمان شدن نمى بينم؟ مدت ها گذشت. روزى نزد آن سيد عالم رفت و گفت: ديشب خوابى ديدم و مى خواهم برايتان باز گو كنم. عالم پرسيد: چه خوابى ؟ گفت: درخواب ديدم كه زن سياه پوشى كه برقع داشت، به من گفت: تو كه كار خير انجام مى دهى «امام باره» (حسينيه) اى درست كن. آن شخص از اين كه به او گفته شده بود حسينيه اى بسازد متحير بود. نمى دانست كه حسينيه يعنى چه؟ سپس گفت: سيد با شنيدن اين سخن اشك از ديدگانش سرازير شد. جدم از او پرسيد: مگر من چه گفتم؟ سيد گفت: از اين كه مادر ما حضرت زهرا سلام الله عليها در خواب شما آمده و اين مطلب را به شما گفته است گريه مى كنم. تو هم آدم خيّرى هستى و حيفش آمده كه مسلمان نباشى. آن گاه سيد قضيه عزادارى و آنچه كه درحسينيه و مراثى براى اهل بيت عليهم السّلام صورت مى گيرد را براى او گفت. آن شخص هم به گريه افتاد و گفت: مى خواهم مسلمان شوم. سيد عالم او را راهنمايى كرد و شهادتين را گفت. مسلمان شد و قول داد كه حسينيه را بسازد. سيد به او گفت: لازم نيست به من قول بدهى، به حضرت زهرا سلام الله عليها بايد قول بدهى. به چند نفر از دوستان آن سيد كه حضور داشتند، عرض كردم: ببينيد، حضرت زهرا سلام الله عليها چگونه كارها را انجام مى دهند. بايد از اين فرصت ها استفاده كنيم. اين شخص تازه مسلمان به خانه رفت و به هفت پسر خود گفت: من مسلمان شدم. هر كدامتان بخواهد اسلام بياورد، مى تواند و هر كدام هم كه نمى خواهد، اختيار با اوست. در همان روز پنج تن از فرزندان وى مسلمان شدند. آن عالم هندى مى گفت: ما از نسل يكى از آن پنج نفر هستيم و راه علم را پيش گرفتيم. يكى از نوه هايش هم طلبه است كه نزد بنده آمده بود. به او گفتم: از تو انتظار بيشترى مى رود تا جوان هاى كفار را هدايت كنى. حال اگر آن مرد كافر بر كفر خود مى ماند ضرر جبران ناپذيرى در انتظارش بود، اما از فرصت استفاده كرد و به بركت حضرت زهرا سلام الله عليها و حضرت سيد الشهدا عليه السّلام مسلمان شد و چند تن از نسل او اهل علم و مبلّغ اسلام و احكام آن شدند. براى كسب فيض از محضر سيد الشهدا و اهل بيت عصمت عليهم السّلام نه يك راه ، بلكه راه هاى متعددى براى هدايت شدن و بهره بردن وجود دارد. مى توان به گونه اى تصميم گرفت كه فرزندان را در اختيار امام حسين عليه السّلام قرار داده و وقف او كرد تا توان و قلم و ديگر قابليت هاى خود را در مسير اهل بيت عليهم السّلام قرار دهند، باشد كه نامشان در دستگاه اهل بيت عليهم السّلام ثبت گردد. البته زمانى اين خواسته به دست مى آيد كه با سعى و رنج فراوان همراه باشد و بى ترديد خدمت در چنين دستگاهى اهميت والايى دارد. شايان توجه است كه چنين فرصت هايى هميشه فراهم نيست و هر گاه كه زمينه مهيا شود بايد بدون از دست دادن وقت از آن استفاده كرد. وانگهى از كجا معلوم كه بتوانيم از فرصت هايى كه بعدها به دست خواهد آمد استفاده كنيم، پس تا وقت هست براى دنيا و آخرت مان توشه برگيريم. توجه به اين مطلب ضرورى است كه بسيارى از عالمان و گويندگان نامى از خانواده هاى كاسب برآمده اند. به عنوان مثال، مرحوم شيخ عبد الزهرا كعبى يكى از آنان است. بسيارى از شما او را مى شناسيد. او خطيبى عالم و توانا بود. همه ساله در ايام محرم بارها و بارها نوارهاى او پخش مى شود و ميليون ها بار مؤمنان و شيفتگان اهل بيت عليهم السّلام براى او طلب رحمت مى كنند و افزون بر آن هماره نام او با نام سيد الشهدا عليه السّلام گره خورده است. شخصى كه به تازگى از امريكا آمده بود نقل مى كرد كه نوارهاى روضه وى را در شهرى از شهرهاى آمريكا در مجلسى گذاشته بودند. در يكى از رسانه هاى صوتى – تصويرى كانادا، صداى او را پخش كرده اند. مشاهده كنيد، همين مسأله چه مقدار ارزشمند است؟ پدر شيخ عبد الزهرا كعبى كشاورزى ساده بود. اشكالى ندارد كه انسان اهل علم نباشد اما فرزندانش را در مسيرى قرار دهد تا در خدمت اهل بيت عليهم السّلام درآيند. اين تنها يك راه نيست، بلكه راه هاى متعددى وجود دارد. ماه صفر رو به اتمام است. سعى كنيد در خانه هاى خود مجالس عزادارى برپا كنيد و ديگران را نيز به شركت در اين مجالس تشويق كنيد و خود نيز با جان و دل در برپايى اين گونه مجالس همت كنيد و بدانيد هر چند مقدار آن كم باشد، ولى مورد پذيرش اهل بيت عليهم السّلام خواهد بود. ● حضرت سيد الشهدا عزيزترين افراد نكته اى به نظرم رسيد كه هر چند در مقام قياس چندان تناسبى ندارد، ولى براى تقريب به ذهن مفيد است. اگر براى انسان ميهمان ارجمندى از راه برسد، ميزبان سعى مى كند هر چه در توان دارد، انجام دهد و نهايت تكريم را در حق او به جا آورد. حال ببينيد حضرت سيد الشهدا عليه السّلام نزد ما شيعيان عزيزترين و محبوب ترينِ خلق مى باشد. پس وظيفه ما در ارج نهادن به اين بزرگوار بسيار سنگين است. ممكن است برخى تصور كنند با وجود اين همه مجالسى كه در آنها انواع پذيرايى ها صورت مى گيرد و در بسيارى از نقاط برگزار مى شود، حضور من در آن جا چه تاثيرى خواهد گذاشت؟ آرى حقيقت همين است و من و شما چه حضور داشته باشيم چه حضور نداشته باشيم، هيچ خلل و كم و كاستى اى به دستگاه امام حسين عليه السّلام نخواهد رسيد و خسارت عدم حضور متوجه خودمان خواهد بود. جايى كه آب فراوان و گوارايى وجود دارد، همه مى توانند از آن بياشامند. حال اگر بنده و شما از آن نياشاميم چه كسى متضرر خواهد بود؟ يقيناً آب متضرر مى شود، بلكه خسران براى كسانى است كه از آن آب زلال استفاده نكردند. فراموش نكنيم كه گذشتگان ما در اين راه با تمام وجود جانفشانى مى كردند. در زمان هاى بسيار دور، چنانچه كسى به زيارت امام حسين عليه السّلام مى رفت، دست يا پاى او را قطع مى كردند و شكنجه و زندانى مى شد، با اين اعمالى كه براى جلوگيرى از زيارت اباعبدالله الحسين عليه السّلام صورت مى گرفت از ارزش و جايگاه سيد الشهدا عليه السّلام كاسته نشد، زيرا ارزش و كرامت او نزد خداى متعال محفوظ است. ننگ از آنِ كسى است كه به مقابله با امام حسين عليه السّلام برخاسته باشد و بى ترديد هلاكت و خسران را به جان خريده اند. رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم در اين باره فرمودند: «وليجتهدن ائمة الكفر و أشياع الضلالة في محوه و تطميسه فلا يزداد أثره الا ظهوراً وأمره إلا علواً(6)؛ سردمداران كفر و گمراهى در محو و نابودى و خاموش كردن فروغ هدايت او مى كوشند، ولى هماره ظهور و گسترش و برترى بيشترِ او فزونى مى گيرد». در طول تاريخ پس از شهادت آن حضرت و حتى در دهه هاى اخير، چه در ايران و چه در عراق وساير كشورها مشاهده شده است كه جريان ها و تلاش هايى براى خاموش ساختن نور سيد الشهدا عليه السّلام به وجود آمده، اما نتوانست هيچ خللى در دستگاه و خط سيد الشهدا عليه السّلام به وجود آورد. نتيجه اين حركت ها و نيرنگ ها جز بدنامى براى عاملان آن، ارمغان ديگرى نخواهد داشت. گاهى برخى افراد سر و صدايى راه مى اندازند و نام خود را در دفتر دشمنان امام حسين عليه السّلام ثبت مى كنند. البته خدا نيز مهلت مى دهد تا همه در بوته امتحان مورد آزمون قرار گيرند. ● توسعه مجالس حسينى پس بر ماست كه همواره مجالس حسينى و ولايى را با جديت گسترش دهيم و مهم ترين و بهترين شيوه ها را به كار گيريم؛ شيوه هايى مانند: استفاده از گفتار و خطابه، دراختيار گذاردن امكانات، نشر جزوات مذهبى و غيره. اين را نيز بدانيم كه در اين راه هر زحمت و رنجى را به جان پذيرا باشيم، توفيقى الهى است كه شامل حال مان شده است و بر اين باور باشيم كه هيچ كارى به پاى خدمت به سيد الشهدا عليه السّلام نمى رسد و سرمايه اى بالاتر از حسين دوستى وجود ندارد. حضور شما در اين مجالس حاكى از توفيق است و سعى كنيد اين توفيق را افزايش دهيد. كسى كه در بازار مشغول است، چنانچه كسب و كار او رشد كرد، چنين نيست كه كار و كسبِ رونق گرفته خود را رها كند. بلكه بايد به جهت سود و بهره ورى بيشتر، تلاش خود را دو چندان كند. إن الفرص تمرّ مرالسحاب فرصت ها را غنيمت بشماريد. از اين فرصتى كه داريم و از نعمت هاى مختلف آن اعم از سلامتى و ساير امكانات كه اطمينان نداريم تا چه زمانى در اختيار ماست، مى بايست از آنها بهترين استفاده را بنماييم، پس فرصت مجالس سيد الشهدا عليه السّلام را بايد مغتنم شمرده، عزادارى ها را توسعه دهيم. اين همان وعده پيامبر گرامى اسلام است كه فرمود: «فلا يزداد ... الا علوا(7) » در اين فرموده صورت حقيقت خارجى به خود گرفته است. اين افزايش روز افزون و پيوسته به قدرى ارزشمند است كه بايد در آن سهمى داشته باشيم كه در غير اين صورت زيان كرده ايم. به تجربه، بسيارى را از جمله پدر، مادر، برادر، خويشان، دوستان را ديده ام كه خدمات فراوانى در راه حضرت سيد الشهدا عليه السّلام انجام داده اند و اكثر آنها هم رحلت نمودند تا پاداش خود را از فضل الهى دريافت كنند. پس تا مى توانيم و بايد از اين فرصت ها استفاده كنيم، چرا كه عمرها را پايانى و سفر طولانى آخرت نياز به ره توشه دارد. اميدوارم به بركت حضرت سيد الشهدا عليه السّلام خداى _ تبارك و تعالى _ توفيقاتى را كه عطا فرموده است همواره و پيوسته دارد و ما را از خادمان درگاه امام حسين عليه السّلام قرار دهد. ---------------------------------------------------- 1) اين سخنرانى در تاريخ 12 / صفر / 1420 هـ. ق در جمع عده اى از طلاب ايراد شده است. 2) غرور الحكم و درر الكلم، ص4732، ح10809. 3) نهج البلاغه، ص471 ح21. 4) امريم (19)، آيه 39. 5) مصباح كفعمى ص503، زيارت شهداء. 6) كامل الزيارات ص262. 7) كامل الزيارات، ص262.
|
||