بررسی نقش نهادهای جامعه مدنی در روندگذار به سوی دموکراسی در کشورهای درحال توسعه (بخش دوم)

 

مجیب الرحمن رحیمی

 

نهاهای جامعهء مدنی:

در بخش دوم این جستار، به طور خلاصه دربارهء سازمان ها یا نهادهای جامعهء مدنی صحبت خواهم نمود، البته با اعتراف به این واقعیت که مفهوم جامعهء مدنی یک مفهوم مبهم، جدل برانگیز و چند بعدی است که نمی توان در جستاری چنین آن را به طور مفصل به بحث گرفت. در این بحث به سازمان های تخصصی جامعهء مدنی یا سازمان های غیر دولتی (NGOs) توجه بیشتر خواهم نمود. احزاب سیاسی را به عنوان جزء از جامعهء مدنی، به رغم اینکه برخی آن را به جای یا همردیف سازمان های غیر دولتی به کار می برند، مورد بحث قرار نمی دهم. سخن را در این بخش با ذکر عوامل برازندگی مفهوم جامعهء مدنی آغاز و با تعریف ها و انواع جامعهء مدنی ادامه می دهم.

عواملی که به رشد و برازندگی مفهوم یاری رسانیدند:

مفهوم جامعهء مدنی که تنها برای دانشمندان و مارکسیست ها آشنا و مالوف بود، در دههء نود قرن بیستم به یک مفهوم برازنده و مشهور تبدیل گردید، و اکنون از سوی دانشمندان علوم اجتماعی به طور عام و از سوی سازمان های کمک رسانی بین المللی به طور خاص به کار می رود. دلیل شهرت و عام شدن این اصطلاح را می توان در عوامل ذیل جستجو نمود:

۱- افزایش روز افزون علاقمندی کشورهای غربی برای رشد و تقویت دموکراسی در جهان بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، با تاکید به مشارکت و حضور شهروندان در روند گذار به سوی دموکراسی.

۲- تغییر جهت و تغییر مکان سازمان های چپی قدیم با توجه به تغییرات جدید، و سازماندهی مجدد در قالب سازمان های کوچک غیردولتی و اتخاذ اهداف و برنامه های جدیدی چون حمایت از محیط زیست، مخالفت با جهانی شدن و ... و تشکیل جامعهء مدنی متحرک و بسیجی.

۳- نارضایتی کشورهای کمک دهنده از عملکرد و کارآیی نهادهای حکومتی و فساد در کشورهای درحال توسعه، و رشد این باور نزد این کشورها تا با عبور از حکومت ها و نهادهای حکومتی برخی از برنامه های انکشافی خویش را از طریق سازمان های غیردولتی (NGOs) تطبیق و به منصهء اجرا گذارند.[1]

 تعریف جامعهء مدنی و محدودیت های این تعریف:

"اوتاوی"[2] با توجه به دشواری های ارایهء تعریف جامع از جامعهء مدنی می نویسد: "تعریف جامعهء مدنی با در نظرداشت فرضیه های تئوریک، دشواری های حل ناشده و قضاوت های ارزشی نهفته در این اصطلاح دشوار به نظر می رسد."[3] به رغم تلاش های فراوان دانشمندان و موجودیت بحث ها و مطالب قابل ملاحظه در مورد جامعهء مدنی که ریشه ها و معانی این مفهوم را نشانه گرفته اند، این اصطلاح هنوزهم مبهم و ناروشن است.

با در نظرداشت این واقعیت که اصطلاح جامعهء مدنی برای اهداف، راه های عملی و نظری متعدد به کار رفته است، یک مفهوم مبهم و نا معلوم تلقی می گردد و هرکی می تواند آن را برای هدفی به کار گیرد. این اصطلاح گاهی به معنای جامعه در مقابل دولت و گاهی به معنای حوزهء فعالیت سازمان ها، اتحادیه ها و انجمن های رضاکار میان خانواده و دولت یا میان دولت و بازار/مارکیت به کار می رود.

این نوع کاربرد ها با ابعاد وسیع و گسترده، نوعی از ابهام و سردرگمی را در تعیین و تشخیص اینکه کدام بخشی از جامعه یا سازمان ها باید مدنی تلقی گردند و کدام بخش مدنی تلقی نگردند، به وجود آورده است، چون اصطلاح جامعهء مدنی می تواند در عین زمانی که دربرگیرندهء نهادهای مدنی و مدرن باشد شامل نهادهای غیرمدنی چون مافیا، سازمان های افراطی، گروه ها و سازمان های جنایتکار نیز گردد.

مسئله جنجال برانگیز دیگر در این زمینه، فرق قایل شدن میان جامعهء مدنی و جامعهء سیاسی می باشد، چون هردو نقش سیاسی بازی می کنند و در تلاش اند برسیاستگزاری ها و تصامیم حکومتی و بازیگران عرصهء سیاست تاثیرگذارند.

دربارهء رابطه میان جامعهء مدنی و جامعهء سیاسی، به رغم اینکه عده ای احزاب سیاسی و سازمان های غیرحکومتی را همردیف و گاهی به یک معنی به کار می برند، باید گفت:

1. نهادها و سازمان های جامعهء مدنی درصدد به دست گرفتن حکومت نیستند، بلکه تلاش می کنند برسیاستگزاری ها به نفع مردم تاثیر گذارباشند، درحالیکه نهادها و سازمان های جامعهء سیاسی می خواهند حکومت را در دست گیرند.

2. نهادها و سازمان های جامعهء مدنی تلاش می کنند صدای شهروندان را به گوش مسوولین برسانند، درحالیکه نهادها و سازمان های جامعهء سیاسی تشنهء قدرت هستند.

3. کشورهای کمک دهنده و سازمان های بین المللی می توانند نهادهای جامعهء مدنی را کمک نمایند تا از ارزش های دموکراتیک به دفاع برخیزند، در حالیکه این کشورها و سازمان ها نمی توانند سازمان های سیاسی را کمک نمایند، چون این مسئله مداخله در امور داخلی کشورها به حساب می رود.

 استدلال شده که نهادها و گروه های جامعهء مدنی گاهی به احزاب سیاسی نزدیک می باشند، یا برخی از احزاب سیاسی نهادها و سازمان های جامعهء مدنی خود را دارند تا از کمک هایی که به جامعهء مدنی صورت می گیرد مستفید گردند، یا گاهی نهادهای جامعهء مدنی به دولت نزدیک می شوند یا علیه دولت قرارمی گیرند یا به گروه مخالف تبدیل می شوند که نمونهء چنین حرکتی را می توان در "زمباوی" به خوبی مشاهده نمود.

برخلاف سازمان های غیر دولتی (NGOs) یا سازمان های تخصصی جامعهء مدنی، سازمان های محلی[4] که بخشی از جامعهء مدنی به شمار می روند، به ندرت در مسایل سیاسی سهم می گیرند و بیشتر به قضایا و خدمات محلی می پردازند.[5]

پژوهشگران مختلف تلاش ورزیده اند برای این اصطلاح معنای دقیقی ارایه نمایند، مانند محدود ساختن اصطلاح جامعهء مدنی به سازمان های که با دولت در تعامل قراردارند یا در ستیز و مجادله با دولت به نفع جامعه تلاش می نمایند. عده ای دیگر تلاش نموده اند جامعهء مدنی را در سازمان های مدرن محدود سازند، چون اتحادیهء کارگران، تاجران یا اتحادیهء متخصصان. در ایالات متحدهء امریکا عده ای به جامعهء مدنی به عنوان گروه های سنتی ذینفع[6] نگاه می کنند و بالآخره این اصطلاح توسط بازیگران بیرونی برای پیگیری برنامه ها یا پروژه های توسعه ای یا رشد و تقویهء دموکراسی در شکل سازمان های غیر دولتی (NGOs) به کار می رود.[7]

اصطلاح جامعهء مدنی گاهی توسط سیاست های دوجانبه یا چند جانبهء سازمان های کمک دهنده، حکومت های کمک گیرنده و سازمان های جامعهء مدنی نیز تعریف می گردد. سازمان های کمک دهنده به اساس ملاحظات سیاسی و اداری تصمیم می گیرند کدام سازمان ها شایستهء دریافت کمک های رشد و تقویهء دموکراسی به شمار می روند و کدام سازمان نمی روند. سازمان هایی که در این راستا کمک دریافت می کنند لا اقل باید از ویژگی های ذیل برخوردارباشند: (الف) تشکیلات و ساختار اداری و سازمانی، (ب) ثبت در دولت متبوع به صورت رسمی، (ج) قابلیت محاسبه و بازرسی (د) نام و آدرس مشخص. به طور عموم سازمان های کمک دهنده، سازمان هایی را برای دریافت کمک بر می گزینند که با آنان زبان و وجه مشترک داشته باشند. در اینصورت این سازمان ها از جامعه و جامعهء مدنی به عنوان حوزهء فعالیت رضاکارانه میان دولت و خانواده فرق نموده و شکل تازه ای به خود می گیرند، که می توان این نوع سازمان ها را چنین تعریف نمود: "مجموعه ای از سازمان های خیلی محدود و سازمان های تخصصی غیر دولتی که تلاش های شان وقف آموزش امور مدنی و مسایل مربوط منافع عمومی است و به طور مستقیم به تقویهء مردم سالارانه گری ارتباط می گیرد، مانند نظارت بر انتخابات، آموزش نحوهء رأی دهی، شفافیت در حکومت و حقوق سیاسی و مدنی."[8]

از سوی دیگر دولت ها و حکومت ها در این بازی توسعهء دموکراسی، که می توان با استفاده از آن کمک های هنگفت تقویهء دموکراسی را به دست آورد، تلاش می کنند در صورت ممکن با استفاده از ابزارهایی که در اختیار دارند تعریفی به دلخواه خود از جامعهء مدنی ارایه نمایند. حکومت ها این کار را با اعمال قوانین سختگیرانه در مورد ثبت سازمان ها به اجرا می گذارند تا دسترسی برخی از سازمان ها را به کمک دهندگان محدود سازند یا تنها سازمان هایی مورد نظر و دلخواه خود را اجازه دهند از کمک های در این زمینه بهره مند شوند.

تلاش ها و فعالیت های برخی از سازمان های جامعهء مدنی و نقش شبکه های فراملی سازمان های غیر دولتی (NGOs) در عرصهء داخلی و بین المللی برای این سازمان ها در بعضی از زمینه ها اعتبار و حیثیت خوبی فراهم ساخته است، که در این راستا می توان از حضور این نهادها در نشست های بین المللی نام برد که مورد تایید سازمان ملل متحد و بانک جهانی نیز قرارگرفته است. این تحول که حرکتی به سوی "جامعهء مدنی جهانی" به شمار می رود، می تواند جنبهء دیگری از مفهوم و اصطلاح مورد بحث را در جهان معاصر ارایه نماید.

با توجه به آنچه گفته آمد، خیلی دشوار به نظر می رسد بتوان تعریف و معنای مشخصی از جامعهء مدنی ارایه نمود که برای همه قابل قبول باشد. به هرحال، یک موضوع مشترک که دانشمندان و همه گروه ها، به رغم اختلافات ایدلوژیک، بر آن اتفاق نظر دارند این است که جامعهء مدنی یک امر پسندیده و خوب است و باید تقویت گردد.

در اینجا برخی از تعریف هایی را که دانشمندان برای جامعهء مدنی ارایه نموده اند تقدیم می کنم، تا از یک سو اختلافات موجود در این زمینه را به تصویر بکشم و از سوی دیگر یک معنای مشترک و قابل قبول از اصطلاح مورد نظر به دست آید.

"هیگل"[9] در کتاب "فلسفهء حقوق"[10] (1821) جامعهء مدنی را چنین تعریف می کند: "جامعهء مدنی دربرگیرنده سازمان هایی است که میان خانواده و دولت به فعالیت می پردازند".[11]

"آلیکس دی تاکویل" در کتاب مشهورش "دموکراسی در امریکا"[12] (1835) جامعهء مدنی را چنین تعریف می کند: "جامعهء مدنی عبارت است از اتحادیه و تجمع رضاکارانهء شهروندان در مقابل استبداد/زورسالاری اکثریت یا دولت".[13]

از نظر "لری دایمند" جامعهء مدنی عبارت است از: "حوزهء فعالیت های سازمان یافتهء اجتماعی که به صورت رضاکارانه، خود زا (اکثراً)، خود پشتوان و مستقل از دولت شکل می گیرد، و همبستگی خود را به صورت قانونی در یک آیین نامهء مشترک حفظ می نماید".[14]

"کریس کلپهم"[15] جامعهء مدنی را چنین تعریف می کند: "مجموعه ای از سازمان های اجتماعی بیرون از دولت، که بتوان با استفاده از آنها یک نظم موثر دموکراتیک را سامان بخشید. نهادهای شاخص جامعهء مدنی در این تعریف عبارت اند از: اتحادیهء های کارگری، اتحادیه های تخصصی، رسانه های مستقل و دیگر منابع معلومات و بقیه تجمع ها و گروه بندی های اجتماعی و اقتصادی که تلاش می ورزند بخش های مختلف جامعه را با هم پیوند دهند. در جوامعی که دین نقش برجسته و غالب دارد، کلیسا، اخوت های اسلامی و دیگر مراجع دینی می توانند جزء اساسی جامعهء مدنی را تشکیل دهند. این تشکل های دینی با ارزش های جهانی شناختهء شدهء خود از سیطرهء دولت، که گاهی برگروه های ضعیف اعمال می گردد، استقلال و آزادی خود را حفظ می کنند."[16]

از دیدگاه "والزر" جامعهء مدنی عبارت است از: "حوزهء تجمع غیر اجباری انسان ها و همچنان مجموعه ای از شبکه های ارتباطی که به منظور حمایت از خانواده، دین، منافع و ایدلوژی شکل می گیرند."[17]

بخش مطالعات جامعهء مدنی در مدرسهء اقتصادی و علوم سیاسی لندن[18] جامعهء مدنی را چنین تعریف می کند: "جامعهء مدنی به حوزه ای از فعالیت های جمعی غیر اجباری اطلاق می گردد که در محور منافع، اهداف و ارزش های مشترک شکل می گیرند. در تئوری، شکل نهادی و ساختاری جامعهء مدنی از دولت، خانواده و بازار (مارکیت) فرق می کند، ولی در عمل مرزها میان دولت، جامعهء مدنی و بازار گاهی پیچیده، تیره و قابل بحث می باشد. جامعهء مدنی به صورت عام بخش ها، بازیگران، و نهادهای گوناگونی را در بر می گیرد که میزان رسمیات، استقلال و قدرت آنان از هم فرق می کند. جامعهء مدنی به صورت عمده دربرگیرندهء نهادها و سازمان هایی ذیل می باشد: سازمان های خیریه ثبت شده، سازمان های انکشافی و غیر انکشافی، گروه های اجتماعی، سازمان های زنان، سازمان های دینی، اتحادیه های متخصصان، اتحادیه های گارگری، گروه های خود پشتوان، حرکت های اجتماعی، اتحادیه های تجارتی ائتلاف ها و گروه های مدافع.

از نظر "وایت" جامعهء مدنی عبارت است از: "یک حوزهء متوسط تجمع میان دولت و خانواده، که دربرگیرندهء سازمان های جدا و مستقل از دولت می باشد، و به صورت رضاکارانه از سوی اعضای جامعه برای حمایت یا توسعهء منافع یا ارزش های شان به وجود آمده است."[19]

جامعهء مدنی سنتی و مدرن:

با توجه به تعریف هایی ارایه شده، جنجال های مطرح در بارهء معنا و گسترهء مفهومی جامعهء مدنی و کاربرد نارسای اصطلاح بعد از تحولات 1980، معلوم می گردد که ما با دونوع جامعهء مدنی سروکارداریم: "سنتی" و "مدرن".

در همه کشورها، صنعتی یا درحال توسعه، شبکه های از تجمع ها، اتحادیه ها و سازمان های رضاکارانهء غیر منظم وجود دارد که می توان از آن ها به عنوان نهادهای جامعهء مدنی سنتی نام برد. "جامعهء مدنی سنتی به طور عمده به صورت غیر رسمی، گاهی از طریق شبکه های از ارتباطات و گاهی از طریق پیروی از الگوها و نمونه های که از گذشته های دور باقیست، سازماندهی گردیده، و از ساختار و تشکیلات رسمی کمتر بهره می برد."[20] این نوع جوامع مدنی، وقتی دولت ضعیف باشد از قوت بیشتر برخورداراند و می توانند به نیازهای مردم پاسخ داده و در راه ایجاد و تقویت "سرمایهء اجتماعی" به تعبیر "پتنم" (1993) موثر واقع شوند.[21]

جامعهء مدنی مدرن بیشتر توسط سیاست های کشورهای دموکراتیک غربی شکل گرفته است. به عنوان یک ضرورت مصلحتی و کاربرد نارسا و کوتاه بینانهء اصطلاح مورد بحث، مفهوم جامعهء مدنی در این اواخر به رشد، تقویه و توسعهء مردم سالاری/دموکراسی پیوند یافته و در قالب مجموعه ای از سازمان های غیر دولتی (NGOs) با مرزهای مشخص و جدا از دولت و خانواده تعریف گردیده است. بنابرین جامعهء مدنی در این کاربرد، به تعدادی از افرادی اطلاق می گردد که به سازمان های غیردولتی (NGOs) سازمان یافته، رسمی و تخصصی وابسته اند یا برای این سازمان ها کار می کنند. پیامد این روند شکل گیری شبکه ای است که اکنون از آن به نام "جامعهء مدنی تخصصی"[22] نام برده می شود. شکل گیری این روند، در ذات خود از دو عامل متاثر می باشد:

روند درازمدت تغییر در عرصهء اجتماعی، که در همه بخش ها و عرصه های زندگی به سوی تخصصی شدن به پیش می رود.

سیاست ها و کمک های کشورهای غربی برای توسعه و تقویهء دموکراسی، خوب حکومت کردن/دولتداری موثر[23] واحترام به حقوق بشر.

--------------------------------------------------------------------------------

پی نوشتها:

[1] Burnell and Randall, (2005: 120-1)

[2] Ottaway

[3] Burnell and Randall, (2005: 122)

[4] CBOs (Community-based Organizations

[5] Burnell and Randall, (2005: 123)

[6] Interest groups

[7] White, (2004: 7-10)

[8] Ottaway and Carothers, (2000: 11

[9] Hegel 

[10] Philosophy of Rights

[11] Burnell and Randell, (2005: 122)

[12] Alexis de Tocqueville, De la démocratie en Amérique

[13] Cited at: cici.ugent.be/index.php?id=65&type=file – under: Sociocultural and lifestance-based organizations within civil society.

[14] Diamond, (1996)

[15] Chris Clapham

[16] Handout on Civil Society and Political Parties, GV537, Politics in the Developing World, University of Essex, Department of Government 2006-7.

[17] Walzer, (1995: 7)

[18] London School of Economics and Political Science

[19] White, (2004: 10)

[20] Burnell and Randall, (2005: 125)

[21]  وی "سرمایهء اجتماعی" را چنین تعریف می کند: "سرمایهء مادی به اشیای مادی اطلاق می گردد، سرمایه انسانی به خصوصیت های های افراد اشاره دارد و سرمایهء اجتماعی به روابط و علایق میان افراد و شبکه های اجتماعی، هنجارهای شناخت و اعتماد متقابلی که درپی این روابط و علایق ایجاد می گردد. به این معنی، سرمایهء اجتماعی رابطهء نزدیک به آنچه دارد که از آن به عنوان "اخلاق شهری" تعبیرشده است. مسئله اینجاست که "سرمایهء اجتماعی" خواهان توجه به این واقعیت است که وقتی اخلاق شهری در شبکه های از شناخت متقابل و روابط وعلایق تجسم یابد از قدرت و توانایی فوق العاده خوبی برخوردار می گردد. جامعه ای با اخلاق و فضلیت های متعدد ولی افراد منزوی الزاماً جامعهء غنیی از نگاه سرمایهء اجتماعی به حساب نمی رود." (Putnam 2000: 19)

[22] Specialised Civil Society

[23] Good governance