![]() |
||
|
جامعه مدنی
سید علی ناظم زاده
● پیش درآمد جامعه مدنی از مفاهیمی است که بیش از ۲۰ قرن در حیات سیاسی، اجتماعی انسان دارای نقش و کارکرد بوده و در هر زمان و مکان هویت و حقیقتی متفاوت یافته است. اما هنوز به طور کامل و جامع تعریف واحدی از آن نشده و اندیشمندان، مفاهیم مجزا و ملت ها و دولت ها، مصداق های عینی متفاوتی از آن به جای گذاشته اند. جامعه مدنی، حقیقت و واقعیتی دارد و دارای اصول، پیش شرط ها و ارکانی است که آن را از اسطوره، یوتوپیا و آرمان مبرا کرده است. البته ممکن است در برخی ملل و جوامع، این مفهوم به یک آرمان تبدیل شود، اما باید بدانیم که جامعه مدنی بارها در جوامع مختلف تجلی یافته و آرمان سازی این مبنا و مفهوم باعث می شود که تلقی ها و خواست های انسان از حقیقت جامعه مدنی فراتر رود و تبدیل به آرمانی دست نیافتنی گردد. پس باید توجه کرد که جامعه مدنی، به وجود آمدنی است نه خلق کردنی. از سال ۱۳۷۶، این مفهوم از حالت نظری و تئوریک خارج شد و به آرمانی در اندیشه ایرانیان مبدل گشت و هر اندیشمند و متفکر، آرمان های خود را (جدا از حقیقت و ویژگی های اساسی این مفهوم) در قالبِ جامعه مدنی عرضه نمود. بنابراین بررسی و دقت موشکافانه جامعه مدنیِ واقعی، امری لازم و ضروری است و از آن حیث که در حوزه های علوم سیاسی، جامعه شناسی،فلسفه، انسان شناسی و غیره درباره آن بحث و پژوهش انجام می گیرد، کاری دشوار و وقت گیر می باشد. در این مقال سعی شده است به طور خلاصه و مجمل با استفاده از اندیشه بیش از ۳۰ محقق ایرانی و غیر ایرانی به شناختیسطحی و کوتاه درباره این مفهوم دست یابیم و ضمن بررسی تاریخچه، مفهوم، پیش شرط ها و ارکان جامعه مدنی به رابطه آن با دین و جامعه ایران بپردازیم. ● مفهوم جامعه مدنی سیر تاریخی، رویکردها و تلقی های متفاوت از جامعه مدنی، تعاریف گوناگونی از آن را ارائه داده است. که ما در این مجال به بررسی مجملی از تعاریف و در انتها تعریف واحدی از آن می پردازیم. جامعه مدنی Civil Society، در لفظ، متشکل از جامعه و مدنی است. جامعه، جمعی از افرادند که ارتباط معنادار و کنش متقابل میان آنان وجود دارد و به هر جمع و جماعتی نیز جامعه اطلاق نمی شود. مدنی نیز ریشه در مدنیت و شهرنشینی دارد و به طور کلی جامعه مدنی، زندگی اجتماعی شهری همراه با تمدن را تداعی می کند. اما در معنا به ۴ تعریف از جامعه مدنی می پردازیم: ۱)جامعه مدنی حوزه ای عمومی میان دولت و شهروندان و هم چنین عرصه اِعمال قدرت به وسیله شهروندان می باشد که اَعمال این دو قطب (دولت و جامعه) را قاعده و قانون تعیین می کند و هر فرد در جامعه به شرط حفظ حقوقش، امتیازات و حقوق خود را به فرد یا گروه دیگری تفویض می کند.(۱) ۲) جامعه مدنی حائل بین ۴ بخش اصلی جامعه کل (اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع) است که در آن انجمن های داوطلبانه، احزاب و گروه ها نقش محوری را در ابعاد سیاسی، اجتماعی و غیره ایفا می کنند.(۲) ۳) جامعه مدنی از محق بودن و اختیار مردم آغاز می شود و با تفکیک قوا صورت می گیرد و سپس با کثرت گرایی در جامعه تکمیل می شود.(۳) ۴) جامعه مدنی، مجموعه ای از نهادهای فعال و تشکل های صنفی، اجتماعی و سیاسیِ قانونمند و مستقل است که منعکس کننده دیدگاه های افراد جامعه به نظام سیاسی حاکم است و واسطه بین دولت و مردم می باشد. این نهادها ضامن نهادینه شدن آزادی و بسط مشارکت مردمی می باشند که در مهار قدرت خودکامه نقش اساسی را ایفا می کنند.(۴) به طور کلی به این نتیجه می رسیم که جامعه مدنی، عرصه ای برای تنظیم و تسهیل رابطه میان دولت و جامعه است که از یک سو، دیدگاه های مردم رابه دولت منتقل می کند و از سوی دیگر وظایف و اَعمال مورد انتظار دولت را به جامعه منعکس می کند. در دوران مدرن در اکثر جوامع، چنین سازوکاری وجود دارد اما با ارکان و پیش شرط های جدیدی که روز به روز بر نظم سیستماتیک این رابطه و مجموعه افزوده می شود، رابطه بین دولت و جامعه ابعاد جدیدتری پیدا می کند. ● مراحل شکل گیری جامعه مدنی پس از آن که انسان از بربریت و زندگی وحشی ابتدایی خارج شد و به هر دلیلی جوامع انسانی را تشکیل داد، مفهوم جامعه مدنی در اندیشه سیاسی، اجتماعی و فلسفی او مطرح شده است و هر زمان قرائت های خاص، برداشت های جدید و نوعی تأویل گرایی در آن صورت گرفته است. در بررسی سیر تاریخیِ این اندیشه، به برداشت های متفاوت درباره جامعه مدنی و نیز به مراحل تاریخی شکل گیری آن می پردازیم. ● برداشت های متفاوت درباره جامعه مدنی در بررسی مفهوم جامعه مدنی، به تلقی ها و دیدگاه های گوناگونی برمی خوریم که در اینجا به طور مختصر به آنها اشاره می نماییم. ۱) جامعه مدنی به مثابه یک فرهنگ است، که این تلقی پس از رنسانس در غرب مورد توجه قرار گرفت. و جامعه مدنی را مثل جامعه ای دانسته اند که دارای آداب، رسوم، نهاد، ارزشها و هنجارهای خاص خود است و هر ملتی بخواهد آن را اجرا کند، باید مقید به آن آداب و رسوم باشد و همانند یک فرهنگ به جامعه مدنی معتقد باشد. از این لحاظ فرهنگ جامعه مدنی بیشتر با فرهنگ غربی هماهنگی دارد و در اینگونه فرهنگ ها و جوامع قابلیت اجرا شدن را داراست. ۲) جامعه مدنی به عنوان یک ایدئولوژی است، که در این دیدگاه جامعه مدنی از حالت فرهنگ خارج شده و ایده و فکری کلی است که با الزامات و ارکانی که دارد، به افراد جامعه آرمان و هدف و جهت مورد نظر را الهام می کند و این طور القا می شود که سعادت و پیشرفت جوامع در گرو تحقق ایده های جامعه مدنی است. ۳) جامعه مدنی به مثابه یک روش است، که در این رویکرد که امروزه نیز مطرح است، جامعه مدنی روش حکومت کردن است. که در این زمینه هر جامعه ای می تواند از روش جامعه مدنی بهره برد و در جهت نیل به اهداف و آرمان های اجتماعی و فرهنگی و نیز در نظر گرفتن ایدئولوژی آن جامعه از آن استفاده لازم و مناسب را ببرد.(۵) اما از ابعاد دیگری نیز می توان به برداشت ها و تلقی های متفاوت درباره جامعه مدنی اشاره نمود، مثلا برخی اندیشمندان میان رویکردهای کلاسیک یونان (به معنای مدینه فاضله در آرای ارسطو و افلاطون و غیره) و نیز رویکرد کلاسیک لیبرال (به معنای قرارداد اجتماعی و جدایی دین از سیاست و غیره) و همچنین رویکرد مارکسیسم (با عقیده جامعه مدنی بورژوای لیبرال) و ضمناً رویکرد مدرن(رابطه میان دولت و جامعه) تفاوت قائل می شوند. ● سیر تاریخی اندیشه جامعه مدنی در طول تاریخ، جامعه مدنی در ۳ مرحله و به ۳ شکل گوناگون مصداق عینی یافته است: ۱) مرحله ماقبل دولت Pre-State; قبل از پیدایش دولت، (و بعد از ایجاد جوامع ابتدایی تا قرون وسطی) تجمع های انسانی و انجمن های مختلفی برای تأمین نظم، امنیت و همبستگی های گوناگون وجود داشته است. در این مرحله، جامعه مدنی، زیربنا و دولت روبنا بوده است و همیشه زیربنا جلوتر از روبنا حرکت کرده است و همین موضوع باعث شده که جامعه مدنی، رشد کند و حتی فراتر از دولت مورد توجه قرار گیرد. ۲) مرحله مقابل دولت Anti-State; در این زمان (که پس از رنسانس و قبل از دوران مدرن بوده است)، جامعه مدنیِ حوزه قدرت اجتماعی، تعدیل کننده بوده است و این قدرت، زمینه شکل گیری گروه های اجتماعی را برای مقابله با سلطه قدرت سیاسی فراهم آورده و جامعه مدنی را مقابل دولت قرار داده است. ۳) مرحله پس از دولت Post-State; پس از دوران مدرن تا امروز، این مرحله از جامعه مدنی در غرب شکل گرفته است که جامعه ای فاقد سلطه ایجاد شده و جامعه مدنی عرصه ای است که ستیزه ها و کنش های اقتصادی، اجتماعی و عقیدتی و مذهبی از آن برمی خیزد و نهادهای دولتی وظیفه حل این تضادها و تعامل ها را دارند.(۶) ● شاخصه های جامعه مدنی هر مفهوم سیاسی، اجتماعی، فلسفی دارای شاخصه ها و ابعادی است که برای شناخت دقیق تر آن مفهوم، باید به بررسی ابعاد و شاخصه هایش نائل شد. جامعه مدنی نیز از این اصل مبرا نیست و در این مجال، سعی می کنیم ابتدا به پیش شرط های اساسی جامعه مدنی پرداخته و سپس ارکان اصلی آن را بررسی کنیم. در همین جا لازم است تأکید کنیم که این پیش شرط ها و ارکان، در هر زمان و مکان ممکن است تغییر کند و جلوه ای جدید از جامعه مدنی را پدیدار سازد. ● پیش شرط های جامعه مدنی پیش شرط، به معنای شرط پیشین و قبلی است، به این معنی که قبل از ایجاد جامعه مدنی ویژگی ها و شروطی باید تحقق یابد که آن شروط، علت های لازم (و نه کافی) برای جامعه مدنی می باشند. البته باید توجه کنیم که میان پیش شرط و ارکان اصلی جامعه مدنی، تفاوت وجود دارد که به آن اشاره خواهیم نمود. دموکراسی ازاساسی ترین زمینه های تحقق جامعه مدنی، بسط و توسعه دموکراسی و مردمسالاری در جامعه است. بحث درباره دموکراسی به مجالی دیگر نیاز دارد و در اینجا به اشاره ای کوتاه درباره آن بسنده می کنیم. اولین مفهوم مطرح شده در دموکراسی، منشأ مشروعیت حکومت می باشد، که در ایده دموکراسی، این منشأ، مردم هستند و حق مردم است که به حکومت یا حاکمانی مشروعیت بخشند. این نظر متفاوت از ایده های تئوکراسی و الهی ـ مردمی و غیره می باشد که منشأ قدرت را قدرت ذاتی و یا خدا دانسته اند. ----------------------------------------------------------------------------- پي نوشتها ۱. سید محمد علی ایازی، نسبت دین و جامعه مدنی و هوشنگ امیراحمدی، جامعه مدنی و ایران امروز. ۲ . مسعود چلبی، جامعه شناسی نظم ص ۲۸۸. ۳ . عبدالکریم سروش، سخنرانی دین و جامعه مدنی. ۴. هادی خانیکی، رسانه توسعه نیافته...، روزنامه اعتماد، ۲۳/۷/۸۱ و محسن آرمین، نسبت دین و جامعه مدنی و محمد هادی معرفت، جامعه مدنی. ۵. ر.ک: محسن کدیور، مقاله مفهوم جامعه مدنی در کتاب نسبت دین و جامعه مدنی ۶ . ر.ک: هادی خانیکی، مقاله سیر تحول جامعه مدنی در ایران، در کتاب نسبت دین و جامعه مدنی منبع: aftab
|
||