![]() |
||
|
فرهنگ عمومي بايد برگرفته از انديشه ديني باشد
فرهنگ عمومي بايد از انديشه ديني منبعث شود دکتر قاسم پورحسن عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي در رابطه با فرهنگ عمومي و انديشه اسلامي اظهار داشت : قريب به 25 سال است که در ايران درباره مقوله فرهنگ و فرهنگ عمومي مطالعات، نشستها و دغدغه هايي وجود دارد تامشخص شود فرهنگ عمومي را چگونه تعريف کنند که با هنجارهاي جامعه اسلامي ايران و ارزشهاي ديني مطابقت داشته باشد. دکتر پورحسن با اشاره وجود اين نگراني در ايران ما به ويژه در وزارت ارشاد و شوراي عالي انقلاب فرهنگي گفت: ما براساس دين وقتي از فرهنگ صحبت مي کنيم، رفتار، عرف يا مناسبات ، روابط، شئون اجتماعي موجود را يکي از عناصر در فرهنگ عمومي مي دانيم. اصليترين مسئله در فرهنگ، کمال جويي در جامعه است. فرهنگ از دو واژه "فر" و "هنگ" تشکيل شده و معناي آن قصد بالا و قصد علو داشتن است . بنابراين براساس انديشه ديني فرهنگ عمومي را به معناي مناسبات نزولي يا مناسبات عرف جامعه قلمداد نمي کنيم. عضو هيئت علمي دانشکده علوم قرآني تأکيد کرد : در جامعه ما نبايد آموزههاي ديني تسليم عرف جامعه شوند. بنابراين ما از فرهنگ عمومي هم رفتار، احاطه آموزه هاي ديني و هم رشد و ترقي عرف در جامعه را مد نظر داريم. وقتي از فرهنگ عمومي سخن مي گوييم اولين مسئله اين است که مردم در جامعه چه رفتارهايي دارند، چه مسائلي را هنجار مي دانند و ارزشها برکدام بنيانها استوار است. اين نگاه نقد آفريني است و هم مي تواند دستمايه براي اين باشد که ما چگونه به فرهنگ عمومي از منظر دين نگاه مي کنيم. دکتر پورحسن تصريح کرد: سه نقد بر اين نوع نگاه بر فرهنگ عمومي وجود دارد. نگاه اول اين است که ما به نحو انفعالي به فرهنگ عمومي نگاه مي کنيم. يعني هيچ فرقي ميان انديشه ديني و فرهنگ عمومي ايجاد نمي کنيم بلکه آنچه را که در فرهنگ عام وجود دارد بر ارزشها مسلط کنيم . نگاه دوم هنجار را بر ارزش فائق مي کند. در حالي که همه جامعه شناسان معتقد هستند که بنيان ارزشها است و هنجارها بايد تابعي از ارزشها باشد. پس فرهنگ عمومي که هنجار است بايد تابعي از وجه ارزش باشد. نگاه سوم اين است که ما هيچ گاه نمي توانيم بيرون از فرهنگ عمومي ايستاده و آن را نقد کنيم. اگر ما در درون فرهنگ و رفتارها و شئون و مناسبات اجتماعي سخن بگوييم مي توانيم در وراي آن ايستاده و اشکالات، نقدها و کاستيهاي آن را مورد توجه قرار دهيم. قاسم پورحسن اعتقاد دارد که فرهنگ عمومي را هنجار و روشي بوده که بايد منبعث از انديشه هاي ديني در جامعه باشد، پس انديشه هاي ديني که وجه ارزشي هستند بايد بر رفتارها و مناسبات در اجتماع مسلط باشند. پس به مثابه بنياد شالوده است که در فرآيندي اين رفتارها را تصحيح مي کند . تمام فرهنگها و رفتارهاي جامعه بايد براساس آموزه هاي ديني شکل بگيرند و اگر چنين است بايد بتوان آن را اصلاح کرد. وي همچنين گفت: علاوه بر پيوند فرهنگ عمومي و دين، در جامعه امروز در ميان جامعه شناسان وقتي از فرهنگ عمومي صحبت مي کنيم بايد بدانيم چه ساحتهايي را مدنظر داريم. حقيقت اين است که ما از همه زوايا و ابعاد فرهنگ عمومي تنها و تنها رفتار را مدنظر داريم که اين اشکال اساسي در نگاه امروز است. مسائل بارز آن در مورد جوانان مورد توجه است سازمان ملي جوانان وقتي مي خواست ايده ها ، آرزوها و افقهاي جوانان را بررسي کند تنها به رفتار بسنده کرد بعد به تدريج اين سخن را مطرح کرده بود که اگر بخواهيم از يک جوان الگو براساس انديشه ديني بپرسيم که چه رفتاري بايد داشته باشد چه رويکردي را بايد مدنظر داشته باشيم. در آن زمان اين مسئله مطرح شد که بنيادها، ايده ها، شالوده ها و آرمانهاي ما براي جوان ايده چه خواهد بود. استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي اظهار داشت: اعتقاد دارم که در جامعه ايران اسلامي وقتي مي خواهيم از فرهنگ عمومي صحبت کنيم نبايد تنها رفتار را مبنا قرار دهيم، ايده ها، نگرشها و باورها بخشهاي دوم و سومي هستند که مي توانند رفتار را شکل دهند . بنابراين يکي از مسائل مهمي که در فرهنگ عمومي و دين مي تواند در نشستها، مقالات و سخنراني ها وجود داشته باشد اين است که مناسبات ميان باورها، رفتارها در فرهنگ عمومي و دين چه خواهد بود. عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي با اشاره به نتيجه و دستاورد تلفيق فرهنگ عمومي و انديشه ديني تأکيد کرد: براي اين پيوند چهار نوع نگاه وجود دارد که نگاه اول اصلاح نگاه و باور خود نسبت به فرهنگ عمومي است. فرهنگ عمومي در پيوند دين مانع نيست بلکه زمينه ساز خواهد بود. اين مناسبت نشان مي دهد که مي توان از اين توان بهره گرفته و آن را به معناي بستر تلقي کنيم. وي نگاه دوم را عدم تقابل دين و فرهنگ عمومي در نگاه ما دانست و اظهار داشت: گاهي مي گوييم دين حوزه فرد است، اگر چنين باشد نمي تواند به فرهنگ عمومي سمت و سو دهد ، اين پيوند باعث مي شود دين را متعلق به حوزه اجتماع هم بداند. در حقيقت دين را براي ساحتهاي اجتماعي نيز در نظر مي گيريم. در اين صورت دين مي تواند درمورد فرهنگ عمومي قضاوت و داوري کرده، آن را نقد و آسيبهاي آن را برشمرد و گفت در کجا مي توان فرهنگ عمومي را تقويت کرد. دکتر پورحسن افزود: نگاه سوم اين است که ما در حقيقت وقتي از فرهنگ عمومي صحبت مي کنيم نبايد آن را از منظر مغرب زمين يا وارداتي نگاه کنيم. اين گونه نيست وقتي صحبت از فرهنگ عمومي به ميان مي آيد نظريات جامعه شناسان و روان شناسان مغرب زمين را مبنا قرار دهيم. فرهنگ عمومي با حوزه تربيت مرتبط است ما مي توانيم بر اساس نظريه تربيتي خود که در آن جا اراده و اختيار انسان مبناي اصلي است نه تسليم شدن و دفن شدن در قدرت اجتماع موضوع را بررسي کنيم. يعني ما اجتماع را آنچنان مسلط بر اختيار انسان نمي دانيم که اصالت را به آن واگذار کرده و فرد در هرآنچه در جامعه اتفاق مي افتد دفن و تسليم آن شود. عضو هيئت علمي دانشکده علوم قرآني نکته چهارم را که آن را بسيار حائز اهميت دانست اين چنين تعريف کرد که فرهنگ عمومي مهندسي بردار است بدين معنا که ما مي توانيم بنيانهاي فرهنگ عمومي را طراحي کنيم درباره آن فکر کنيم تصور نکنيم که فرهنگ عمومي چون جريان رودخانه اي که درحال گذر بوده و نمي توان روي آن تأثير گذاشت. وي نتيجه گيري کرد فرهنگ در عين حال که ثابت بوده تغيير پذير هم است اين تغيير پذيري مي تواند براساس طرح و انديشه باشد. بدين علت است که خداوند از فرازو فرود تمدنها، قومها و انديشه ها در قرآن سخن گفته است و در سوره اسرا خداوند عنوان کرده که ما دوبار به بني اسرائيل نعمت داديم. در آيه نهم مي گويد که مسلمين مراقب باشند به اين وضعيت دچار نشوند . خداوند هشدار مي دهد که انديشه هاي دين براي آن است که در جامعه بتواند به عنوان مبنا و شالوده مهندسي رفتارهاي اجتماعي قرار گيرد. اين چهار دستاورد مي توان مرهون پيوند دين و فرهنگ عمومي در جامعه باشد. انديشه اسلامي عامل تعالي فرهنگ عمومي است حجت الاسلام سيد جواد موسوي هوايي معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي اظهار داشت: بحث فرهنگ عمومي، بحث تعاملاتي است که بين مردم در اجتماع شکل مي گيرد که در آن ميان مي توان به تعامل دانش آموز و معلم، تلقي مردم از سياست عمومي، رفتار کسبه با مشتريان، اخلاق و رفتار مردم در اجتماع و رعايت قوانين عمومي در جامعه اشاره کرد. وي افزود: بيش از مجموعه اي که ما به نام فرهنگ عمومي مي شناسيم وارد معارف اسلامي شده در رابطه با آن بحثهايي صورت گرفته ، ريشه يابي شده علل و انگيزه هايي بيان شده، حد مطلوب آن تعريف و راه رسيدن به آن حد مطلوب هم در بخشهاي مختلف معارفي ما تبيين شده است. بنابراين ما مي توانيم فرهنگ عمومي را با همين علائم و فاکتورهاي کامل تر، مترقي تر و انساني تر در فرهنگ عمومي و انساني خود پيدا کرده و آن را رشد دهيم. معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي با اشاره به اينکه انديشه اسلامي مي تواند در اعتلاي فرهنگ عمومي جامعه مؤثر باشد گفت: انديشه اسلامي در حد انديشه باقي نمي ماند و عقايد ما انسان را به سمت و سويي مي برد که خلق و خوي الهي پيدا کرده و عمل صحيحي از ما سر بزند. يکي از مباني بزرگ انديشه اسلامي ايجاد حاکميت اسلامي در جامعه است. وقتي حاکميت اسلامي در جامعه شکل بگيرد و رويکرد حکومت الهي باشد، مجموعه ابزار رسانه اي، قانوني، قضايي انتظامي فرهنگي و آموزشي که در دسترس حاکميت قرار گرفته مي تواند جهت اعتلاي فرهنگ عمومي مورد استفاده قرار گيرد. حجت الاسلام موسوي هوايي گفت: اعتقاد به مطالب اسلامي، اعتقاد به خداي متعال و ايمان داشتن به خدا، معاد و قيامت مي تواند وظايفي که انسان در حيطه اجتماعي در نقشها و جايگاههاي مختلف دارد را معنا بخشد . بنابراين کسي که به خداوند اعتقاد دارد مي تواند خود را نسبت به تخلفات و تخطي از انجام وظايف خود موفق بداند اين همان تعريفي است که قرآن کريم از آن با عنوان تقوا ياد مي کند. با وجود اين تقوا ما در سطوح مختلف به ويژه سطح فرهنگي مي توانيم شاهد شکوفايي الهي باشيم. معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي با اشاره به اينکه اين مديريت انگيزه و انگيزشي که در باورهاي الهي و سيره ائمه وجود دارد ما را در ارتقاي فرهنگ عمومي ياري مي کند، گفت: بايد به دنبال راهکارهاي علمي که در دنيا مطرح مي شود نيز باشيم. چنانچه در روايات ما نيز مطرح شده که مسائل ترافيکي بايد از دوران طفوليت به کودکان آموزش داده شود. اين فرهنگ وقتي اصلاح شد فرهنگ عمومي اصلاح مي شود. اين موارد در تفکر اسلامي و اهل بيتي مي تواند جايگاه قابل توجهي داشته باشد و نگاه کردن به آن از چنين زاويه اي ميزان آگاهي مردم را نيز ارتقا مي دهد. ارزشهاي ديني به فرهنگ و تمدن معنا ميبخشند حجت الاسلام ابوالحسن نواب رئيس دانشگاه مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب قم با تأکيد بر اينکه فرهنگهاي عمومي و تمدنهاي بشري با اديان گره خورده اند به طوري که نمي توان تمدن هند را بدون فرهنگ آيين هندو تصور کرد گفت: فرهنگ عمومي بدون انديشه اسلامي را درجامعه اسلامي نمي توان تعريف کرد. در تمام ملل فرهنگ عمومي با ريشه ديني گره خورده است. رئيس دانشگاه اديان و مذاهب تصريح کرد: دين وقتي وارد يک جامعه مي شود ارزشهاي حقيقي را تأييد کرده و ضد ارزشها و نامتناجسها را تغيير مي دهد. براي مثال جاهليت را در نظر مي گيريم که با ظهور اسلام اخلاقهاي فاسد اين تفکر از ميان رفت. اسلام پس از ظهور در عربستان يک سري معارف را تصحيح، تأييد و برخي ديگر را اصلاح کرد. وي با اشاره به اينکه فرهنگ عمومي کشورهاي اسلامي آنها برپايه اي بنا شده که با دين منافاتي ندارد، گفت: در تاريخ ابن خلدون توضيح داده شده که اعراب به علت اينکه در چادر زندگي مي کردند فرهنگي آزاد، نترس و سرکش داشتند، اما ايراني ها شهرهاي خود را داخل ديوارها بنا کرده و گروهي به عنوان حاکمان امنيت آنها را برعهده گرفته بودند و مردم براي حفظ امينت به حکومت خراج مي دادند، از اين رو ايرانيان طبعا حاکم پذير شدند. حجت الاسلام نواب تصريح کرد : فرهنگ و دين را نمي توان دو مقوله جدا دانست. فرهنگ عمومي جامعه ما در حال حاضر متأثر از انديشه عمومي است اما از آنجا که برخي موارد به درستي تبيين نشده جامعه هنوز به سطح ويژه اي از ارزشها نرسيده است. همانطور که تمام انديشه هاي هندو در جامعه هندوستان، انديشه هاي کنفوسيوس و تائو در جامعه چين اجرا نشده اما جامعه در راستاي اين ارزشها حرکت مي کند. براي مثال توصيه اسلام براي کمک به سايرين، فرهنگ نوع دوستي را در جامعه ما شکل داده است.پيوند فرهنگ عمومي و انديشه اسلامي موجب شکوفايي است حجت الاسلام رسول جعفريان رئيس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي، نويسنده، پژوهشگر و استاد حوزه و دانشگاه با اشاره اينکه فرهنگ عمومي واژه گسترده اي است که مي توان آن را از زاويه هاي مختلفي تعريف کرد اظهار داشت: فرهنگ عمومي آداب، رسوم و فرآورده هاي علمي جامعه است که مسائل ديني و علمي را نيز دربر مي گيرد. اگر از زاويه عام به آن نگاه کنيم فرهنگ عمومي شامل تمام فرآورده هاي فکري جامعه شده و آداب و فرهنگها و اخلاقيات جامعه را در برمي گيرد. رئيس کتابخانه مجلس شوراي اسلامي گفت: رسالت نظام اسلامي اين است که اين ارزشهاي ديني را به صورت فرهنگ به مردم جامعه ارائه دهد و قانون را به صورت فرهنگي عمومي در جامعه حاکم کند. در فرهنگ عمومي و اسلامي همه افراد مسئول حفظ و نشر فضايل اخلاقي چون صلح ، صميميت، محبت و ايثار بوده و وظيفه دارند يکديگر را به ارزشهاي اخلاقي دعوت و از زشتيها و تباهيها بازدارند. حجت الاسلام جعفريان ارائه معارف ديني به مردم را يکي از راهکارهاي مؤثر واقع شدن انديشه اسلامي در فرهنگ عمومي جامعه دانست و گفت: شايد بسياري تصور کنند اسلام ديني فردگرا است، اما آشنايي مردم با معارف اسلامي از اهميت بسياري برخوردار است تا همه بدانند اسلام دين محبت، صميميت و صلح است. اين استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به ضرورت حفظ بهداشت و سلامت جامعه اشاره کرد که مي تواند به عنوان عاملي براي حفظ انديشه هاي اسلامي باشد تا جامعه اي صالح و سالم به وجود آيد و امنيت رواني در آن حاکم باشد . وي همچنين در رابطه با اين تأثير اظهار داشت: مسئولان فرهنگي و مديران اجرايي در کنار رسانه وظيفه بزرگي برعهده دارند تا تمام برنامه ريزيها جهت فرهنگي پيدا کند. همواره در مراسم و مناسبتهاي ويژه جامعه صحبت از افتتاح ساختمانها و پروژه ها است اما هرگز در اين مراسم گزارشي از مسائل فرهنگي کشور و وضعيت آن ارائه نشده است. رسول جعفريان پيوند فرهنگ عمومي و انديشه اسلامي را عامل شکل گيري جامعه اي صالح و سالم دانست که در آن بستر شکوفاي و نوآوري در تمام عرصه ها فراهم مي شود. فرهنگ عمومي برپايه معارف اسلامي شکل ميگيرد حجت الاسلام محمد حسن اختري دبيرکل مجمع جهاني اهل بيت (ع) اظهار داشت: فرهنگ عمومي بر اساس انديشه اسلامي، فرهنگي مبتني بر اصول و بر معارف اسلامي است. فرهنگ عمومي، فرهنگ فردي است که در يک جامعه و دايره اجتماعي افراد در کنار يکديگر براي حرکت اجتماعي خود به آن پايبند شده و بر اساس آن اصول و ريشه هاي اصلي فرهنگ خاص، فرهنگ عمومي شکل مي گيرد. همچنين مجموعه برنامه ها و قوانيني که به عنوانيک ضوابط عمومي در نظر گرفته مي شوند نيز در فرهنگ عمومي نقش دارند. دبيرکل مجمع جهاني اهل بيت گفـت: در دين مقدس اسلام غير از اينکه ما به يک سلسله مباني فردي از نظر مسائل اخلاقي و فرهنگي معتقد هستيم، يک سلسه قوانين و برنامه هايي وجود دارد که براساس روابط اجتماعي به آن پايبند هستيم که اين در دايره کوچک به عنوان برنامه هاي خانواده و در دايره وسيع تر يک شهر و يک کشور خواهد بود.اين اصول اوليه اياخلاق فردي نامگذاري مي شود، مي تواند ريشه و پايه برقراري آن فرهنگ عمومي باشد که در آن ميان مي توان به راستي، پاکي، درستي و مسائل اخلاقي فردي بسياري ديگر که ما در دين مقدس اسلام به آن پايبند هستيم اشاره کرد. حجت الاسلام اختري با اشاره به اينکه در بعد خانوادگي آن قسمت از روابط که اساس آن محبت همدلي و همکاري است يک فرهنگ خانواده را شکل مي دهد اظهار داشت: اساس خانواده فرهنگ اسلام در مقايسه با فرهنگهاي ديگر داراي خانواده قوي، دلگرم کننده و منسجم است است. وي تصريح کرد: در فرهنگ عمومي اساس بر پايه همزيستي و مودت، محبت، همکاري و همياري، کمک و دستگيري از يکديگر است که تعاملي دوجانبه ميان افراد يک جامعه ايجاد مي کند. يکي از اصول ديگر فرهنگ عمومي جامعه مسئله عدالت و ظلم ستيزي است. مرحله پايين تر از آن مبارزه با مفاسد در قالب امر به معروف و نهي از منکر در فرهنگ عمومي جامعه اسلامي مطرح مي شود. دبيرکل مجمع جهاني اهل بيت(ع) تأکيد کرد: مهرورزي به عنوان تعامل انسانها با يکديگر يکي از اصولي است که درجامعه اسلامي مطرح است. در جامعه اسلامي مسلمان نمي تواند در چارچوب حرکت شخصي خود عمل کرده و با ديگران تعاملي نداشته باشد، بلکه در فرهنگ اسلامي و عمومي رعايت حقوق ديگران يکي از اصول اصلي زندگي اجتماعي است و فرهنگ اسلامي به شمار مي رود. فرهنگ جوامع اسلامي معيارهاي ويژهاي ميطلبد حجت الاسلام دکتر محمد علي رضايي مسئول مرکز تحقيقات قرآن کريم و مدير گروه قرآن و حديث جامعةالمصطفي العالميه اظهار داشت: انديشه اسلامي و قرآني عناصر مثبت فرهنگ را تأييد کرده و عناصر منفي را کنار مي گذارند. به عنوان مثال عناصر مثبت فرهنگ عرب مسئله حج، مهمان دوستي و مهمان پذيري يا مسئله وفاي به عهد و امانتداري را مورد تأکيد قرار داد.در اين ميان برخي از عناصر منفي زمان خود را چون مسئله بت پرستي به عنوان يک خرافه رد کرد، با مسئله زنده به گور کردن دختران برخورد، مسئله برده داري را برطرف کرد و مسئله زن آزاري را نيزبه تدريج نفي کرد. رضايي تصريح کرد: انديشه قرآني همچنين برخي از مسائلي که در اديان پيشين بوده تکميل کرد که در آن ميان مي توان به مسئله نماز و روزه اشاره کرد که در اسلام تکميل شده، پيرايه هاي آن برطرف شده و به طور کلي در شکل جديدي ارائه شده است.به عبارت ديگر معيار پذيرش مسائل فرهنگي در جوامع اسلامي مي تواند چهار عامل قرآن، سنت ائمه، عقل سليم و فطرت و وحي باشد. تمام اموري که موافق اين موارد است قابل پذيرش است و بايد نهادينه شود. اما مسائلي که مخالف هر کدام از اين اين عوامل باشند بايد نفي شوند. که در آن ميان مي توان به چهارشنبه سوري اشاره کرد که از نظر اسلامي منفي است و بايد از جامعه زدوده شود. حجت الاسلام دکتر محمد علي رضايي گفت: وقتي به عقل اشاره مي کنيم مسائل علمي را نيز در بر مي گيرد. در جامعه امروز ما نيز ما بايد براساس اين معيارها دسته بندي و کارشناسي کنيم که اين امر مستلزم برگزاري يک همايش ملي است، کارشناسان فرهنگ عمومي کشور بايد موارد چهارگانه را از هم جدا کنند برنامه ريزي کلان و راهبردي براي فرهنگ عمومي ارائه دهند. انديشه اسلامي فرهنگ ويژهاي را متجلي ميکند حجت الاسلام دکتر احمد احمدي عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي با اشاره اينکه عده اي اظهار مي دارند فرهنگ داراي چند صد تعريف است، گفت: فرهنگ واژه عامي است که روابط ميان افراد مختلف، طرز فکر، اعتقادات توحيدي و غير توحيدي و مسائل اجتماعي را دربرمي گيرد. انديشه اسلامي همراه خود يک نوع فرهنگ خاص آورده است، کسي که معتقد به خدا باشد نوعي فرهنگ خواهد داشت. اعتقاد به معاد خود يک فرهنگ است چرا که انسان معتقد به حساب و کتاب بعد از مرگ بوده و رفتار خود را متناسب با اين اعتقاد تنظيم مي کند. احمدي تأکيد کرد: اعتقاد به معاد و نبوت اعتقاد اسلامي است و طبيعي است و فرهنگ رفتاري نيز به دنبال مي آورد که در تمام حوزه هاي زندگي بروز و ظهور مي يابد. وقتي انسان توحيد را پذيرفت، اين پذيرش امور بسياري را در برمي گيرد که در آن ميان مي توان احترام به تمام مخلوقات خداوند از جمله انسان و حيوان مورد اشاره قرار داد. به طور کلي اعتقادات مختلف مستلزم رويکردهاي ويژه به زندگي است به طوري که مسلمان نماز، روزه، پرهيز از گناه، رسيدگي به مردم، حج، جهاد را مورد توجه قرار مي دهد. دکتر احمدي گفت : اگر مراد از انديشه اسلامي اعتقادات اسلامي باشد، فرهنگ عمومي و خصوصي بر اعتقادات مبتني است، به طوري که وقتي انسان اعتقاد خاصي دارد اين اعتقاد در انديشه و رفتار وي نيز متجلي مي شود. منبع: mehrnews
|
||