سیاست زدگی

 

 گفتگو با مهندس عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی

 

برخی از تحلیل گران بر این باورند که ابعاد سیاست زدگی در جامعه ایران آنقدر حاد است که ساختار قدرت حتی اگر شما به کار شخصی ای همچون سبزی کاری در باغچه تان هم بپردازید دخالت کرده و نوع سبزی و روش کاشت شما را تحت تاثیر قرار می دهد. به نظر شما این تعبیر رادیکال از سیاست زدگی در جامعه ایران چه مقدار مصداق دارد؟

شاید من با چنین تعبیر رادیكالی از سیاست‌زدگی مطابق مصادیق گفته شده در سوال شما موافق نباشم، اما انكار نمی‌توان كرد كه حتی این رفتارها هم در شرائط خاصی ظرفیت سیاسی شدن را دارند!

-شما سیاست زدگی را در جامعه ایران چگونه تعریف کرده و ریشه های آنرا چه چیزی می دانید؟

سیاست‌زدگی در جامعه كنونی ما یك واقعیت انكارناپذیر است، و این واقعیت دلایل متعددی دارد. اول اینكه گرچه اجزای هر جامعه ای با یكدیگر پیوستگی و وابستگی متقابل دارند، اما هر كدام به نوعی دارای استقلال نیز هستند، و تا حدی هم میان آنها توازن برقرار است، اما هنگامی كه كفه یكی از این اجزا به دلایل خاصی سنگینی كند، این گرایش ایجاد می‌شود كه برای حفظ این تفوق سایر وجوه را در زیر سیطره خود درآورد.

در ایران كفه ساختار سیاسی به دلیل درآمدهای نفتی نسبت به سایر ساختارهای جامعه، شدیداً سنگینی می‌كند و وابستگی متقابل و دو یا چندسویه سیاست با سایر وجوه از میان رفته است و وابستگی یك‌سویه جانشین آن شده است، از این رو هر كنش و واكنشی كه حتی در حوزه‌های غیر از سیاست رخ دهد، به دلیل این نفوذ و سلطه وجه سیاسی بر سایر وجوه، معنای سیاسی پیدا می‌كند، زیرا این كنش‌ها و واكنش‌ها به نحوی در جهت تأیید یا رد وجه سیاست تعبیر خواهند شد و این به منزله بار كردن مفهوم سیاست بر آن كنش یا واكنش است و چون قدرت سیاسی برای حفظ نفوذ خود در هر زمینه ای دخالت می کند لاجرم هر رفتار غیر سیاسی هم جهتگیری له یا علیه سیاست پیدا کرده و مفهوم سیاسی به خود می گیرد.

دلیل دیگر كه باز هم به عامل اول مربوط می‌شود ناشی از انسداد سیاسی است، وقتی كه در فضای بسته مردم راهی برای ابراز كنش سیاسی خود نداشته باشند، می‌كوشند، كه به طور نمادین رفتارهای غیر سیاسی را سیاسی كنند، برای نمونه روسری سبز (یشمی) كه چند سال پیش مد شد، از همین منظر بود. علت دیگر هم پیشینه و اینرسی فرهنگ سیاست‌زدگی است كه از گذشته وجود داشته و اكنون هم در رفتار و كردار اجتماعی مردم رسوب یافته است.

نوع دیگری از سیاست‌زدگی هم وجود دارد كه به معنای عدم رعایت قواعد و ضوابط سیاست به عنوان یك حرفه و دانش در مقام كنشگر سیاسی است، كه البته این پدیده در همه جوامع كمابیش وجود دارد، اما در برخی جوامع مثل ایران، ظهور و بروز آن خیلی پررنگ است. این تعبیر به نوعی مترادف با تخطی از اخلاق سیاسی است، كه در سال‌های اخیر و هنگام انتخابات گذشته و نیز نحوه برخورد جناح حاكم با مسایلی چون تثبیت یا افزایش قیمت‌ها دیده می‌شود.

این بحث مطرح است که به خاطر سلطه دولت و قدرت سیاسی در تمامی نهادهای اجتماعی و مدنی کشور، شاهد سیاست زدگی هستیم و به همین خاطر پویایی اجتماعی گرفته شده است. برای مقابله با این امر چه می شود کرد؟

همان طور كه گفتم تا هنگامی که دولت برای تمشیت امور خود چیزی (پول) از دیگر وجوه جامعه نگیرد و در مقابل آن مجبور به دادن ما به ازایی هم نباشد و یا كماكان استقلال مالی از مردم داشته باشد، شاهد تحولی در این عرصه نخواهیم بود، بنابراین اولین اقدام برای اصلاح فضای سیاست‌زده ایران، خارج كردن منابع مالی جامعه از دست دولت و انتقال آن به مردم است.

اثرات منفی سیاست زدگی در اجتماع چیست؟

بهتر است بپرسیم كه اثرات منفی سیاست‌زدگی در جامعه چه نیست؟ مهمترین اثر منفی این وضع از میان بردن استقلال سایر وجوه جامعه و قرار دادن آنها زیر چتر حمایتی ضعیف و ناتوان سیاست است. كه پاسخ به نتایج منفی این اتفاق خارج از حوصله این گفتگو است.

آیا نهادهای مدنی این توان را دارند که دولت را پس زده و آنرا از دخالت در اموری که به آن مربوط نیست باز دارند؟

هرگاه چنین توانی را پیدا كردند، حتماً مانع دخالت دولت در امور مربوط به خودشان می‌شوند، اما تا هنگامی كه شیرهای لوله‌های نفت در حال پر كردن خزانه دولت است، نه تنها چنین قدرتی در اختیار نهادهای مدنی نیست، بلكه به ذهنشان هم خطور نمی‌كند كه به طور جدی مانع دخالت حكومت در امور خودشان شوند.

مقابله با سیاست زدگی نیازمند نگاه و راهکار سیاسی است یا فرهنگی؟

در ابتدای مسیر راهكار فرهنگی وجود ندارد. اما راهكار اقتصاد سیاسی دارد كه در پاسخ‌های پیشین اشاره شد.

عده ای براین نظرند که سیاست زدگی ناشی از جو روانی جامعه است و این مردم اند که در هر زمینه ای دست دولت را می بینند و به همین علت نگاه آنها به همه مسائل سیاسی است. نظر شما در این زمینه چیست؟

بله مردم چنین نگاهی دارند، چون نگاه دولت كه ناشی از استقلال مالی آن است، نگاهی پدرسالارانه است و وظایف متعددی برای خود تعریف كرده است و عملاً هم در هر زمینه‌ای دخالت می‌كند، و نتیجه این رفتار نیز شكل‌گیری آن نگاه در مردم است.

حوادث پس از انتخابات را با توجه به بحث سیاست زدگی چگونه می توان تحلیل کرد؟

همچنان كه گفتم و در فضایی كه تصویر كردم، اقدام برای اخذ قدرت سیاسی از طریق انتخابات در جامعه‌ای كه حكومت استقلال كامل از جامعه دارد، امری غیر عقلایی است و نشان‌دهنده عدم درك اقدام‌كنندگان به این كار از ساختار سیاسی جامعه است. بنابراین وقتی كه بخواهید كنش سیاسی خالص را در جامعه سیاست‌زده بروز دهید، باید منتظر عواقب آن نیز باشید.

منبع: fararu