![]() |
||
|
بررسی جایگاه مد از دید جامعه شناسی
محمد رضا مسعودی
واژه مد در لغت به معنای سلیقه، اسلوب، روش و شیوه و… به کار میرود و در اصطلاح، عبارت است از روش و طریقه ای موقتی که براساس ذوق و سلیقه افراد یک جامعه و سبک زندگی از جمله شکل لباس پوشیدن، نوع آداب پذیرایی و معاشرت و تزیین و معماری خانه و… را تنظیم مینماید. بنابراین، میتوان گفت: مد به تغییر سلیقه ناگهانی و مکرر همه یا بعضی از افراد یک جامعه اطلاق میشود و منجر به گرایش به انجام رفتاری خاص یا مصرف کالای به خصوصی یا در پیش گرفتن سبکی خاص در زندگی میشود. مد، یک پدیده ای اجتماعی است که در گوشه و کنار جامعه به طور فراوان این پدیده دیده می شود. خیلی از افراد جامعه تقلید از مد را نشان پیشرفت می دانند و از آنها پرسیده می شود علت این گونه مد چیست؟ دلیل قانع کننده ای ندارند . وقتی صحبت از پدیده، مد می شود، ناخودآگاه ما را به سراغ جوانان سوق می دهد. آنچه مسلم است اینکه ماهیت مد چیز بدی نیست، به شرط اینکه به ضرر طرف مقابل نباشد و افراد را به سمت پوچ گرایی و بی هنجاری نکشاند. وقتی بعضی از جوانان به دلیل پوشیدن لباسهای غیرمعمول و یا اصلاح و آرایش خاص موی سر و صورت و انجام دادن برخی رفتارهایی که با فرهنگ و رسوم اجتماعی ما همخوانی ندارد مورد اعتراض قرار میگیرند، عمل خود را به عنوان مد و مدگرایی توجیه میکنند. شاید شما هم با این مساله روبرو شده اید که وقتی بعضی از جوانان به دلیل پوشیدن لباسهای غیرمعمول و یا اصلاح و آرایش خاص موی سر و صورت و انجام دادن برخی رفتارهایی که با فرهنگ و رسوم اجتماعی ما همخوانی ندارد مورد اعتراض قرار میگیرند، عمل خود را به عنوان مد و مدگرایی توجیه میکنند. بعضی افراد علت تقلید مد را جلب توجه و جذب افراد می دانند چون کمبود توجه و عقده روانی دارند وبا اینکار می خواهند خود را نشان دهند و بعضی ها نشان از پیشرفت و توسعه می دانند چون نمی توانند الگو و روش پیشرفت آنها را کسب کنند ادای آنها را در می آورند. چه خوب است به این گفته پیامبر اعظم (صلی الله و علیه و آله و سلم) عمل كنیم كه می فرمایند: «علم اگر درچین هم بود بروید یاد بگیرید». بزرگی هم در این باره می گفت: چون راه ترقی حتی به روش غربی آن هم سخت است بسیاری از ما برای این كه خود را غربی و روشن فكر نشان دهیم از ظاهر آنها پیروی می كنیم؛ مثلا فردی به غرب رفته بود وقتی برگشت به دوستانش گفت: ما كه نمی توانیم مانند آنها تحقیقات انجام دهیم كار سختی است، ولی می توانیم ادای آنها را در بیاوریم و مثل آنها لباس بپوشیم، سیگار برگ بكشیم و... در همین افكار بودم كه خود را جلوی در خانه دیدم. با پايان گرفتن جنگ جهانى دوم بود كه اهميت مصرف ناگهان به چشم آمد و جامعه شناسان و فلاسفه بيش از اقتصاددانان به آن توجه كردند. انجام اين مطالعات كه در دهه های ۷۰ و ۸۰ به اوج خود رسيد، در عين حال از تغيير اساسى در ارتباط میان مصرف، اقتصاد و جامعه حكايت مى كرد. به نظر "رابرت باكاك" در كتاب "مصرف" (۱۹۹۳)، در پايان قرن ۲۰ ديگر مصرف فقط يك روند اجتماعى- فرهنگى نبوده و به مرامى تبديل شده است كه مى توان از خلال تاثيرات آن بر جامعه وخرده فرهنگ هاى اجتماعى، به برآمدن دوران جديدى در تاريخ كشورهاى اروپايى پى برد، دورانى كه به دليل پايان دادن به دوره پيشين كه "مدرنيسم" نام داشت توسط بسیاری "پست مدرنيسم" خوانده مى شود. در اين دوران جديد به گفته "بورديو" مصرف ديگر تنها ارضاى يك دسته از نيازهاى - از نظر زيستى، ريشه دار- نيست، بلكه متضمن نشانه ها، نمادها، ايده ها و ارزش ها است (۱۹۸۹). همچنين به تعبير "بودريار" مصرف در دوران جديد روندى است كه در آن خريدار كالا از طريق به نمايش گذاشتن كالاهاى خريدارى شده، به طور فعالى مشغول تلاش براى خلق و حفظ يك حس "هويت (Identity) "است (۱۹۸۸). به عبارتى ديگر افراد، هويت چه كسى بودن خويش را امروزه از طريق آنچه كه مصرف مى كنند، توليد مى نمايند يا بهتر بگوييم "جعل" مى كنند. اين روند تا جايى ادامه يافته كه شهرها را امروزه به بازارهايى بزرگ تبديل كرده است. بازار (كه در گذشته نوعى محدوده مكانى داشت) به تمامى نقاط شهر سرايت كرده، و در حومه خيابان هاى شهرهاى بزرگ به جاى خانه، نشسته است. آئین قدم زنی یا "پرسه زنی" در حاشیه خیابان ها،محصول همین سرایت مراکز خرید به همه جاست. تجربه جدید نشان می دهد، فرد ایرانی از طريق كالاهايى كه او را به هويتى كه دوست دارد نزديك مى كند، سعى مى كند به همان كسى تبديل شود كه مايل است. يعنى"سليقه" از جايگاه مهمترى برخوردار شده است. شرايط جديد كه مى توان آن را در پرسه زنى در خيابان هاى بزرگ و پاساژها و مغازه ها به خوبى ديد، هويت هاى جديدى ساخته كه خود را در قالب مصرف و نمايش اين مصرف توسط پوشش، آرايش، مد، اتومبيل، موبايل و... نشان مى دهد. تئوری های جامعه شناسانى همچون بورديو و بودريار نیز بر این مساله تاکید کرده اند كه مصرف و سبك زندگى انسان جديد را نه در يك تقسيم بندى طبقاتى- اقتصادى كه در تحليلى فرهنگى می توان فهمید. فى المثل بورديو در كارى جامعه شناسانه - تجربی، مصرف عطر و ادكلن را به عنوان يك امر نمادين "تشخص بخش" در ميان طبقات گوناگون فرهنگى فرانسه، در وضعيتى انضمامى تحليل كرد و سعى نمود نشان دهد كه مصرف عطر و انتخاب نوع و مارك آن، راهى است نمادين براى ايجاد تمايزات بين گروه هاى اجتماعى. اما تفاوتی وجود دارد. بى شكلى جامعه ما و تبديل"جامعه" society ايران به نوعى"توده" mass از تفاوت هاى جدى ميان فرهنگ مصرفى ايرانی و فرهنگ مصرفى غربى است. در حالى كه تحليل گر اجتماعى همچون بورديو مى تواند پروژه خود در باب مصرف را در ميدان (field)هاى اجتماعى گوناگون فرانسه پيگيرى كند، تحليلگران ايرانى نمى توانند به همان طریق و با همان متدی که غرب شناخته می شود، كار انضمامى دقيقى را برروی ایران انجام دهند؛ زيرا كه طبقات مختلف فرهنگى و اجتماعى در درون پروژه فراگیر مصرف در مركزى (center) هضم شده اند و تكثر سبك زندگى، اساساً در حال از بين رفتن است. مثلاً بورديو از طبقه كارگر يا طبقه متوسط پائين يا متوسط بالاى فرانسه صحبت مى كند و تمايزات ساختارى آنها را- كه البته فرهنگى نیزمى داند و نه صرفا اقتصادى- در مصرف يا مد نشان مى دهد؛ طبقه كارگرى كه مثلاً لباس جين مى پوشد و به تعطيلات اهميت فراوان مى دهد، موسيقى خاصى را گوش مى دهد، به تيم ورزشى مشخصى علاقه دارد و... اما در ايران سبك هاى زندگى جديد گوياى هيچ تمايز فرهنگى نيستند. همه به نوعى شبيه هم هستند. تمایزات میان افراد در خلال مصرف "گم" شده و این گمگشتگی امکان شناخت را سخت می کند. منابع: fasleno
|
||