آرامش پس از توفان

 

مجتبي اردشيري

 

حساسيت فرايند «بلوغ» به‌گونه‌اي است كه از آن به‌عنوان بحراني‌ترين دوره زندگي يك فرد عنوان مي‌شود. در اين فرايند، نوجوان به شناخت شخصيتي مي‌رسد و بسياري از چيزها براي او معنادار مي‌شود. حس كنجكاوي يك نوجوان در اين زمان بيشتر از هر برهه ديگري است. نوجوان با پديدارشدن برخي هيجانات دروني و تغيير شكل جسمي، در پي دليل آنهاست و در اين راه اهتمام زيادي نيز مي‌ورزد. با توجه به آشكار شدن برخي حقايق مهم، جايگاه سن بلوغ در نوجوان از اهميت بسياري برخوردار است چرا كه با تقدم يا تأخر اين فرايند، عملاً خلأ هنجارها احساس شده و به جاي آن ناهنجاري‌هاي مفرط گنجانده مي‌شود.

‌بلوغ جسمي ‌

درحال حاضر و با گسترش وسايل ارتباط جمعي از جمله اينترنت، ماهواره و فيلم‌هاي DVD در هر خانه، راه براي بلوغ زودرس نوجوان هموار است. خانواده‌ها با جنبه معصوميتي كه در نوجوان خود سراغ دارند نسبت به تنها گذاشتن آنها در خانه، حساسيتي به خرج نمي‌دهند و همين عامل به همراه كنجكاوي فرد سبب مي‌شود تا نوجوان تسليم هيجانات ابتدايي شده و با اين اصل كه دست به كشف حقيقتي بزرگ زده، به تكرار آن هيجانات ادامه مي‌دهد. افراط در اين قضيه به بلوغ زودرس منجر مي‌شود كه نوجوان را در آستانه سقوط اخلاقي نزد خانواده و جامعه قرار مي‌دهد. در بلوغ جسمي، نوجوان با توجه به تغييرات عمده‌اي كه در لحن صدا، جوش‌هاي صورت، متورم شدن برخي از اعضا و رستن مو مشاهده مي‌كند، پاسخ كنجكاوي‌هاي خود را در اينترنت و ماهواره پيدا كرده و بسته به نوع بافت مذهبي خانواده خود، اقدام به بروز ناهنجاري مي‌كند. 

نقش همسالان

همسالان، با توجه به اينكه در خانواده‌هاي گوناگون زندگي مي‌كنند مي‌توانند موجبات تسريع فرايند بلوغ در دوستان خود را فراهم آورند. نقش اين گروه در نسل‌هاي قبلي جايگاه ويژه ‌تري نسبت به حال حاضر داشت كه حضور آنان تحت ‌الشعاع وسايل ارتباط جمعي قرار گرفته است.

نوجواني كه دنياي خود را نزديك به دنياي دوستان خود مي‌بيند و در گفتن حرف‌ها هيچ ابايي از آنها ندارد، صميميت بيشتري با آنها، نسبت به پدر و مادر خود احساس كرده و سعي مي‌كند اوقات بيشتري را با دوستان خود سپري كند تا از لحظاتي كه در كنار آنهاست نهايت بهره را در جهت فهم بيشتر حقايق دوره بلوغ به دست آورد. ‌

نوجوان در كنار همسالان، بي‌محابا اقدام مي‌كند؛ براي نشان دادن برتري و جرأت خود به دوستانش، دست به كارهايي مي‌زند كه محبوبيت او را بيشتر مي‌كند؛   به راحتي به حاضرجوابي با بزرگ‌ترها و مخصوصاً افراد مسن مي‌پردازد، در خيابان بلندبلند حرف مي‌زند و مي‌خندد و... . همه اين موارد نتايج بلوغ زودرسي است كه از همان ابتدا نوجوان را در سراشيبي سقوط اخلاقي قرار مي‌دهد.اگر نگاهي به اطرافتان بيندازيد نمونه‌هاي بي‌شماري از آن را به‌عينه خواهيد ديد. ‌

بلوغ عاطفي

بلوغ عاطفي، همزمان با بلوغ جسمي، خود را نشان مي‌دهد. به اين ترتيب كه نوجوان در طرز تفكر و يا مواجهه با جنس مخالف دچار هيجان مي‌شود؛ هيجاني كه تا پيش از اين احساس مي‌كرد اما ادراك نمي‌كرد كه در حال حاضر به مرحله درك مي‌رسد. در اين شرايط، نوجوان سعي مي‌كند بيشتر به‌خود برسد چرا كه فكر مي‌كند نزد نوجوانان جنس مخالف فاميل و يا كوچه و خيابان زير ذره‌بين است و هر كار ناشايستي از او منجر به طرز تلقي منفي از سوي جنس مخالف مي‌شود. ‌بلوغ زودرس، مخرب تمام عاطفه‌هاي پاكي است كه نوجوان آن را در ارضاي ميل جنسي خود مي‌بيند و با اين نيت به جنس مخالف خود نزديك مي‌شود. ‌

بلوغ رواني

مهم‌ترين شاخصه شخصيتي يك نوجوان در بلوغ رواني او خلاصه مي‌شود؛ چرا كه وي با آن به شناخت خود مي‌رسد و جايگاه شخصيت خود را در اجتماع و خانواده محك مي‌زند. نوجوان در پي بلوغ رواني، با حقايق به شكلي منطقي مواجه مي‌شود و به همين دليل آمال و آرزوهاي كودكي خود را تا حدود بسياري تعديل مي‌كند. ‌

طي بلوغ رواني، وابستگي شخص به والدين خود بيشتر مي‌شود و نوجوان براي آينده خود نقشه مي‌كشد؛ لذا پيشرفت‌هاي فكري، درسي و گفتاري نوجوان كه يكباره ظهور مي‌يابد نتيجه رشد و اعتلاي صحيح بلوغ رواني در اوست. ‌اما اگر اين نوع بلوغ در سن پايين‌تري اتفاق بيفتد، حوادث آينده را براي نوجوان بي‌اهميت جلوه مي‌دهد و او را به شخصي وظيفه‌نشناس و مسئوليت‌ناپذير تبديل مي‌كند. بلوغ زودرس به سبب جنبه‌هاي مخربي كه بر بلوغ رواني نوجوان مي‌گذارد، بسيار اثرگذار و مهم شمرده مي‌شود. ‌

بلوغ اخلاقي‌

در بلوغ اخلاقي، نوجوان خود را هماهنگ با شرايط، وضع مالي و بافت سنتي يا مدرن خانواده خود قرار مي‌دهد و با در نظر گرفتن رسيدن به جنبه‌هاي باورپذير زنـدگي، ‌از تقاضاهاي غيرمعقول كودكي خود پشيمان شده و آنها را كاهش مي‌دهد. او وضع مالي خانواده را درك كرده و به دلسوزي پدر و مادر خود مي‌پردازد و اخلاقي توأم با رحمت و رأفت از خود نشان مي‌دهد. ‌اما در پي بلوغ زودرس، نوجوان دچار عصبيت‌هاي افسارگسيخته‌اي مي‌شود كه والدين او را به تعجب وامي‌دارد. بسياري از اعمال خشن و كج‌رفتاري‌هاي اخلاقي نوجوان به واسطه بلوغ زودرس اوست تا جنبه‌هاي وراثتي و ژنتيك. ‌

بلوغ اجتماعي

بلوغ اجتماعي نوجوان، مكمل شخصيت نهايي اوست. نوع رفتار او با همسالان، بزرگسالان، والدين و معلمان با يكديگر متفاوت است. طرز لباس پوشيدن نوجوان شكل معنايافته‌تري به‌خود مي‌گيرد و قالب پوششي و فكري او را نشان مي‌دهد. سعي مي‌كند محبوب باشد، ديگر گريه نمي‌كند و در جمع با خجالتي آشكار و يا غيرملموس مواجه مي‌شود. تمام اين حالات در شكل بلوغ صحيح نوجوان رخ مي‌دهد چرا كه در نتيجه بلوغ زودرس، فرد با تكيه بر بلوغ جسمي، شخصيت اجتماعي ناقصي داشته و به ناهنجاري در جامعه دست مي‌زند. نوجوانان بزهكار كانون اصلاح و تربيت نمونه‌اي از افرادي هستند كه در بلوغ اجتماعي به تكامل نرسيده و درك صحيحي از آدم‌هاي دور و بر خود به دست نياورده‌اند. ‌

خانواده ‌

بي‌شك خانواده، نخستين و اصلي‌ترين نهادي است كه مي‌تواند مانع از به وقوع پيوستن بلوغ زودرس فرزند نوجوان خود شود. خانواده‌ها مي‌توانند در سايه رابطه‌اي دوستانه به آموزش تعاليم صحيح بپردازند تا قبل از اينكه نوجوان با گروه همسالان هماهنگ نشده و در دام اينترنت و ماهواره گرفتار نيامده، به يك تربيت صحيح دست يابند. علاوه بر اين مورد، نقش «نظارتي» خانواده بسيار مهم است. اينكه نوجوان را تنها نگذارند، اينكه با دادن مسئوليت‌هايي هرچند كوچك به وي، حس بزرگ‌بيني و مسئوليت‌پذيري را در او بيشتر كنند، اينكه مراقب خلوت او باشند، رفت‌وآمدها و دوستان او را زيرنظر بگيرند و در پايان اهميت اينكه بدانند نوجوان آنها در تنهايي چه صحبت‌هايي با دوست خود مي‌كند، مي‌تواند راه هرگونه بلوغ زودرس را ببندد مشروط بر اينكه در تمامي اين مراحل، داشتن رابطه‌اي دوستانه و بدون برانگيختن حس شك نوجوان لازمه ذاتي است كه بايد به بهترين شكل ممكن اجرايي شود. ‌

نقش مسئولان

متأسفانه در حال حاضر، هيچ سازوكاري براي آموزش نوجوان درباره سپري كردن دوران بلوغ تعريف نشده؛ چرا كه در اين زمينه، محدوديت‌هاي بي‌شماري نيز وجود دارد كه به شكل جامعه و نوع نگاه خانواده‌ها به اين مسائل برمي‌گردد. بايد ترتيبي اتخاذ شود تا برنامه‌هاي صحيح اين سنين به شيوه‌اي مستقيم به نوجوان القا شود كه از آن تحت عنوان «مهارت‌هاي زندگي» نام برده مي‌شود. بايد به اين نكته مهم و حياتي توجه داشت كه در سايه آموزش مهارت‌هاي زندگي، نوجوان قادر به تصميم‌گيري براي زندگي آينده‌اش مي‌شود. ‌مهارت‌هاي زندگي مي‌بايست با توجه به سطح فكري نوجوان در دو مسير تعليم والدين و تعليم نوجوان آموزش داده شود و از جنبه‌اي كاملاً علمي (و نه احساسي) برخوردار باشد؛ چرا كه با انجام برنامه‌هاي مدون و طراحي مدل‌هاي علمي مي‌توان در راستاي آموزش صحيح تمامي اقشار گام برداشت. مطمئناً با اجرايي شدن اين طرح هنگفت، زمينه براي ورود نسلي كاركشته و اخلاق‌مدار در ساحت مقدس جامعه امروز كه به‌شدت محتاج آن است، فراهم خواهد آمد. ‌

منبع : hamshahrionline