![]() |
||
|
السلم والسلام
نام كتاب: السلم والسلام نويسنده: مرجع فقيد آيت الله العظمى سيد محمد حسينى شيرازى قدس سره
بسيارند كسانى كه جوياى صلح اند يا مى كوشند پديده جنگ ودرگيرى مسلحانه را در روابط بشرى وانسانى از بين ببرند وروياى جامعه اى انسانى را در سر مى پرورند كه صلح وصفا وبرادرى ومهر بر آن حكمفرما باشد. سازمان ها ونهادهاى رسمى، غير رسمى، دولتى، ومحلىِ بسيارى تلاش مى كنند كه صلح پايدار را در جهان استقرار بخشند واز راه هاى مسالمت آميز به درگيرى ها واختلافات پايان دهند. اما متأسفانه اين كوشش هاى نتايج چندانى در بر نداشته وشاهد آن موج هولناك تروريسم است كه بر همه چيز وهمه جا سايه افكنده است. خشونت پديده اى جديد نيست بلكه عمر آن به اندازه عمر انسان وجهان است. ما همگى ماجراى قابيل وقتل هابيل را شنيده ايم. قرآن مجيد گفت وگوى اين دو تن را چنين گزارش مى كند:«لئن بسطت إلى يدك لتقلنى ما أنا بباسط يدى إليك إنى أخاف الله رب ّالعالمين؛ اگر تو بر من دست گشايى ومرا بكشى من بر تو دست نمى گشايم وتو را نخواهم كشت. من از خدا كه پروردگار جهانيان است مى ترسم». بنابراين خشونت پديده اى بسيار كهن است وبه دليل خطرها وپى آمدهاى هولناك آن مى بايست پيش از اين ها بدان پرداخته مى شد. شايد بتوان گفت جرج سوريل نخستين كسى است كه در جهان غرب بدين موضوع پرداخت ودر كتاب خود «تأملاتى در باب خشونت» اين مسئله را كاويد. شايد هم او آخرين حلقه از نويسندگان متقد مى باشد كه بدين موضوع پرداخته اند. «السلم والسلام (صلح وآشتى)» نوشته مرجع فقيد آيت الله العظمى سيد محمد حسينى شيرازى قدس سره كتاب ارزشمندى است كه طى آن جوانب گوناگون خشونت بررسى شده وراه هاى رسيدن به صلح واستقرار در آن ارائه شده است. ايشان در اين كتاب طى مباحث فقهى وگسترده اى انواع خشونت هاى شخصى، غيرى، سياسى، فردى، اجتماعى، فكرى، اقتصادى، اجتماعى، نظامى وتبليغاتى را به نحو مبسوط بررسى كرده است. (منظور از خشونت شخصى مواردى از خشونت است كه به جوانب مادى وروحى خود شخصى مربوط مى شود ودر مقابل خشونت غيرى است كه با پايمال كردن حقوق وآزادى هاى ديگران ارتباط دارد. خشونت سياسى نيز استفاده از روز براى به دست گرفتن قدرت وحكومت است) نويسنده معتقد است كه بايد كليه انواع خشونت اعم از شخصى، غيرى، سياسى، نظامى و... به صورت متوازن ودر چهارچوبى تكامل يافته از ميان برداشته شود. براى مثال ايشان در خصوص خشونت اقتصادى معتقد است كه «اصل صلح ومدارا بايد در كليه برنامه هاى اقتصادى دولت رعايت شود. بنابراين جلوگيرى از تجارت آزاد، دريافت حق گمرك، مصادره دارايى هاى افراد، خوردن مال مردم، ووضع ماليات ومقرراتى كه جلوى آزادى هاى اقتصادى را مى گيرد همگى از مصاديق خشونت اقتصادى است». ايشان هم چنين محدود كردن آزادى هاى اجتماعى وخانوادگى نظير ازدواج وطلاق، ونيز آزادى هاى سياسى مشروع را از مصاديق خشونت مى داند. ودر خصوص دولت هايى كه در زمينه هاى اقتصادى به حريم صلح وآرامش شهروندان تجاوز مى كنند مى نويسند: «ستمگرانى كه به اصل صلح وآرامش اقتصادى واسلامى پايبند نيستند ورفتار خود را به اسلام نسبت مى دهند، بايد افشا شوند، خواه به صورت دولت باشند وخواه در قالب گروه ها. البته اين افشاگرى نيز به نوبه خود بايد از طريق مسالمت جويانه وبه دور از خشونت انجام پذيرد». اما در خصوص تعريف مفهوم خشونت، نويسنده تعريف متداولى را كه طى آن، خشونت، استفاده خلاف قانون يا خلاف شرع از قدرت قلمداد مى شود قبول ندارد وبراى استفاده از زور وقدرت مجوز هاى قانونى يا شرعى را كافى نمى بيند، بلكه براى استفاده از نيروى نظامى، علاوه بر امور يادشده شروط ديگرى را هم لازم مى شمارد. از جمله اين كه: • استفاده از زور فقط وفقط براى مقاصد دفاعى مجاز است. • استفاده از زور از باب ضرورت است وبه گفته فقها: «الضرورات تقدر بقدرها» از اين رو فقط در مواقع اضطرارى ودفاعى، آن هم به مقدار ضرورت، استفاده از زور مجاز است. • به كار بردن نيروى نظامى فقط در ميدان جنگ رواست؛ زيرا به گفت ايشان «رزمنده وسرباز فقط در ميدان جنگ است كه مى جنگد واين كار فقط بايد پس از فراهم شدن شروط جهاد (كه در كتاب فقه الجهاد آمده) صورت پذيرد». از اين رو ايشان نه تنها مجوزهاى شرعى وقانونى را براى استفاده از خشونت كافى نمى داند، بلكه علاوه بر آن معتقد است كه اين كار در حالت دفاعى وضرورى ـ آن هم به قدر ضرورت ـ ودر عرصه نبرد وبا رعايت كليه شروط واخلاق نبرد كه در اسلام مقرر شده مجاز مى باشد؛ زيرا از نظر پيامبر واهل بيت عليهم السلام اصل بر مسالمت ودورى از خشونت است ودر اين باب روايات بسيارى وجود دارد. از جمله اين روايت نبوى كه در آن آمده است: «لزوال الدنيا اهون من دم يسفك بغير حق؛ نابود شدن تمام دنيا آسان تر وكوچك تر از آن است كه خونى به ناحق ريخته شود». نويسنده علاوه بر شروط فوق، نبرد را فقط با اجازه مجلس مشورتى فقها وبا هميارى ونظرخواهى از خبرگان ومتخصصان مجاز مى داند. از نظر ايشان مفهوم اقتدار وبرخوردارى از قدرت وتوان نظامى نيز از نظر اسلام با مفهوم غربى آن تفاوت دارد: «زيرا راه تحكيم صلح وآشتى فقط صلح وآشتى مى باشد واين كار منوط به داشتن قدرت واقتدارى است كه از رهگذر آن بتوان از صلح پاسدارى كرد. اما خشونت وخشونت متقابل، زنجيره بى پايانى از خشونت ورزى را تشكيل مى دهد». نويسنده معتقد است اين كه برخى اقتدار را صرفاً در برخوردارى از قدرت نظامى منحصر مى كنند انديشه نادرستى است وتأكيد مى كند كه مقوله اقتدار، جوانب گوناگونى چون اقتدار فرهنگى، تبليغاتى، سياسى، ديپلوماتيك، اقتصادى، اجتماعى ونظامى را نيز فرامى گيرد. ايشان مفهوم «آشتى» را با «سازش پذيرى وتسليم» متفاوت مى داند وتأكيد مى كند واژه «ترهبون» در آيه 60 سوره انفال به معناى پاسدارى ودفاع قدرتمندانه است واضافه مى كند: «دولتى كه فقط به برترى نظامى وتسليحاتى اصرار ورزد واز ديگر زمينه هاى اقتدار غافل ماند، به سرنگونى خود شتاب داده است؛ زيرا بايد كليه جوانب اقتدار رعايت شود. از طرفى برخوردارى از قدرت نظامى در حقيقت براى جلوگيرى از دشمنى ونبرد وخون ريزى تشريع شده است وهنگامى كه خود سبب دشمنى ومخاصمه شود، با هدف شارع منافات پيدا مى كند». ايشان پس از نامشروع وغيرقانونى دانستن كليه مظاهر خشونت مى نويسد: «برترى نظامى به تنهايى نشان دهنده هيچ برترى واقتدارى نيست بلكه براى آن كه كشورى مقتدر باشد لازم است در زمينه هاى اقتصادى، فرهنگى، تبليغاتى، اجتماعى وديپلوماتيك نيز داراى قدرت واقتدار لازم باشد. برترى نظامى وتسليحاتى فقط براى دفاع وپاسدارى توصيه شده، نه براى به كار بردن آن. بنابراين استفاده از نيروى نظامى فقط به صورت محدود، ودر موارد اضطرارى چون دفاع ـ آنهم به قدر ضروررى نه بيشتر ـ ودر صحنه جنگ مجاز است. هم چنين بايد ابتدا راه هاى مسالمت آميز ديگر آزموده شوند ودر صورتى كه هيچ راهى جز آن نباشد، از نيروى نظامى استفاده كرد. علاوه بر اين، اين كار بايد با رعايت كليه شروط دفاع ودر چهارچوب اخلاق اسلامى وبا اجازه مجلس مشورتى فقها وهم چنين با صلاحديد كارشناسان ودانشگاهيان وخبرگان صورت گيرد. بايد دانست كه خشونت فقط در عمليات نظامى يا تروريستى منحصر نمى شود، بلكه جلوگيرى از تجارت آزاد، مصادره اموال، محدود كردن آزادى هاى فردى، اقتصادى، اجتماعى، وسياسى ونيز محدود كردن آزادى هاى مردم در مسائل مربوط به اطلاع رسانى هم از مصاديق خشونت است. از اين رو بايد كليه مصاديق ومظاهر خشونت از ميان برداشته شود ومسلمانان بايد با الگو گرفتن از رسول خدا واهل بيت عليهم السلام، سياست نرمش ومدارا ودورى از هرگونه خشونت را در كليه امور مدنظر ملاك كار خود قرار دهند».
|
||