![]() |
||
|
مبارزه با هیولای فقر و فحشا؛ چگونه؟!
احمد صرامی
جامعه در اثر کنشها دچار انفعال شده. اخلاق، فتوت و جوانمردی سیر نزولی دارد، مردم گاهی برای حداقل ارتزاق و گاهی در راه فزون طلبی به گونهای سرگرم و غرق مادیات و کسب درآمد شدهاند که چشم و گوششان از درک واقعیتهای پیرامونشان ناتوان مانده است. گویا از مجموع مزایا و معایب فرهنگ کشورهای پیشرفته تنها بی تفاوتی آنان نسبت به نوعدوستی، احساسات و عواطف (که از ویژگیهای جوامع شرقی است) را برگرفته و الگوسازی کردهایم. البته نمیتوان از نظر دور داشت که گستردگی ابعاد فقر به قدری زیاد است که هر کس میاندیشد که با کمکهای ناچیز نمیتوان فقر را در جامعه ریشه کن ساخت و از میان برداشت و این تفکر یاسآور غالباً به عنوان یک سلاح توجیهی در عدم تکافوی کمکها و بیتأثیری آن در ازاء ابعاد دریاگونه فقر وفاقه به کار میرود. منظور از بیان این مطلب، مدیریت و برنامهریزی دورکنی است که میتواند زیربنای مصالح یک جامعه باشد و فقدان همین دو رکن است که در جوامع غیرمترقی فاجعه میآفریند و جوامع مترقی را از غیرمترقی متمایز میکند. در خصوص راههای گریز از این دیو مهیب که تمامی تار و پود جامعه را به بازی میگیرد ودو راهکار متصور است. نخست آنکه مسئولین اجرائی کشور با انجام مطالعات و کارشناسیهای دقیق و حساب شده پروژه فقر زدائی را در دستور کار قرارداده، راههای عملی را برگزینند و با یک برنامهریزی مهم و عظیم و با جهت بخشیدن به فرصتها و توانها و پتانسیلهای موجود، این پدیده زشت و لکه ننگ را از پیشانی جامعه پاک کنند که البته چنین طرحی به گفتن یا نوشتن آسان است لکن همت و ارادهای محکم و استوار و توان اجرائی بسیار بالائی را میطلبد. از آنجا که تشکیلاتی حکومتی به منابع مالی و مادی نامحدودی دستیابی، و کلید بسیاری از قفلها را در دست دارد، بر توان اجرائی و اتخاذ سیاستی نیرومند به شرط برخورداری از اراده و عزمی راسخ با نگاهی خوشبینانه و امیدوارانه باید نگریست؛ گذشته از بنیادهائی که با اسم و رسم مستضعفین و غیره بنیان یافته، سایر ارگانها و تشکیلات دولتی و درآمدهای حاصل از فروش منابع زیرزمینی و درآمدهای دولتی – صنایع و همه امکانات موجود را میتوان بسیج کرد، اهرمهای اقتصادی – اجتماعی و سیاسی را میتوان به کار گرفت چون در راه هدف ارزشمندی است که ملت، جامعه و کشور را آبرو میبخشد. ریشهیابی عوامل فقر، ایجاد اشتغال، کم کردن فاصله طبقاتی، استفاده از تمامی طرفیتها چه اینکه از توانائی افراد معلول هم در مشاغل مناسبی میتوان استفاده کرد چه رسد به افراد سالم ولی بیکار و اینها معضلاتی است که علی رغم گذشت سی سال از انقلاب از آنها غفلت و مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند. و دوم، انجمنهای خیریه و مردم نهاد باید به عنوان حیاتیترین معضل جامعه با نگرشی نو پا به میدان گذارند و با این نیت غیر مأیوسانه که « آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید» با واقعیت گرائی و عزمی راسخ گام بردارند. گدایان و تکدیگرایان را از انسانهای شریفی که صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند و زندگی سخت ولی آبرومندانه را هرگز با فروختن آبروی خویش معامله نمیکنند را جدا سازند. دست نیاز چو پیش کس میکنی دراز پل بستهای که بگذری از آبروی خویش به کمکها جهت بدهند و از منابع جمعآوری شده، دست به کارهای تولیدی صنعتی و زیربنائی و درآمدزا بزنند که درآمدهای مستمر و همیشگی حاصل آید و فرصتهای شغلی پدید آورند. شاخه وقف در فرامین اسلامی مبین همین راهکار است. مردم را به انجام کمکهای برنامهریزی شده زیرنظر تشکیلاتی مطمئن تشویق نمایند و از پرداخت وجوه به سرمایه دارانی که با ژندهپوشی، افکار عمومی را میفریبند، خودداری اکید نمایند؛ تا این شیوه به صورت یک عادت درآید و هر کس به قدر وسع و تمکن خویش بنا به همت و صلاحدید خود قسمتی کم یا زیاد از درآمد خود را به این امر مهم اختصاص دهد. ما نیز میتوانیم برای رهائی از عذاب وجدان و انجام امری صواب ، سرافرازانه و به شکرانه زندگی خوب و متوسط یا عالی با یک هم آئی صمیمی کاری کنیم که سهم خود را در این جهان پرتلاطم ادا کنیم. از کمکهای متفرقه آدمهائی که از هویت آنها بیخبریم جداً خودداری و به دست خود به پرورش گدایان و مخصوصاً کودکان خیابانی یاری نرسانیم. کمکهایمان را هدفمند نمائیم تا رضایت خویش و خدای خویش را فراهم سازیم؛ اعانات را جمع کنیم، سرمایه گذاری و سپس کارآفرینی کنیم و به کارهای اصولی و زیربنائی بپردازیم که با پر کردن شکم یک شب یک مستمند کاری اساسی نکردهایم و مثال معروف را خاطرنشان میکنم که با یک عدد ماهی دادن به کسی خدمت نکردهایم؛ کار خوب آنست که ماهیگیری را به او بیاموزیم. کمک کردن به کسی که تکدی گری را شغل خود قرار داده نه تنها امر پسندیدهای نیست بلکه کمک به یک روند و نابسامانای اجتماعی است. به ویژه کودکانی که در پارکها و خیابانها پراکندهاند که کمک ما باعث میگردد تا به گدائی تشویق و عمری را انگل جامعه خویش بوده و توان جسمی و فکری خود را در جامعه به کار نبندد و ما او را شخصی عاطل و باطل بار آوردهایم. با این کار رضایت خویش و خدای خویش را فراهم میسازیم . منبع: zendegisalem
|
||