فقر، تلخ یا شیرین؟

 

صغری ممبینی  

 

فقر، تلخی‏ها و سختی‏های بسیاری در پی دارد که نمی‏توان آنها را نا دیده گرفت و به سادگی از آنها گذشت; اما در کنار آنها، شیرینی و فضیلت‏هایی نیز دارد که تحمل آن را آسان کرده، می‏تواند مایه دل‏خوشی و دل‏گرمی باشد و امیدواری، رضایت و شکرگزاری فقرا را فراهم آورد .

گفته‏ اند هر گاه خدا بنده ‏ای را دوست‏ بدارد و بخواهد صدای بنده‏ای را بشنود، او را به فقر گرفتار می‏سازد تا آن بنده از روی نیاز، به سوی او بازگردد و به درگاه او، نزدیک شود و او را صدا کند . پیامبر اکرم (ص) نیز در این باره می‏فرماید: «خدا با من تکلم کرد و فرمود: ای محمد! من هر گاه بنده را دوست داشته باشم، سه چیز به او عطا می‏کنم; دل او را محزون می‏کنم، بدن او را بیمار می‏کنم و دست او را از مال دنیا خالی می‏گردانم و باز می‏فرماید: مردم همه مشتاق بهشتند و بهشت، مشتاق فقرا است .

در روایتی از حضرت علی (ع) نیز آمده است: خداوند روزی انسان‏ها را اندازه‏ گیری و مقدر فرمود; گاهی کم و زمانی زیاد و به تنگی و وسعت، به گونه ‏ای عادلانه تقسیم کرد تا هر کس را که بخواهد باتنگی یا وسعت آن بیازماید و با شکر و صبر، غنی و فقیر را مورد آزمایش قرار دهد . پس روزی گسترده را با فقر و بیچارگی درآمیخت و تندرستی را با حوادث دردناک پیوند داد .

فقر حساب آخرت را آسان می‏کند . امام صادق (ع) در این‏باره می‏فرمایند: حکایت این دو دسته، توانگران و فقرا، حکایت دو کشتی است که به گمرک رسند و گمرک چی یکی را خالی بیند و گوید رها کنید و دیگری راپربار ببیند و گوید نگه‏اش دارید .

اگر شخصی در برابر فقر، صبر پیشه کند و بالاتر از آن، راضی و شکور باشد، سزاوار ثواب و پاداش الهی خواهد بود; بنابراین فقر، فرصتی برای افراد تهی‏دست فراهم می‏کند تا باپرورش این صفات نیک، خود را به پاداش عظیم برسانند .

فقر سبب می‏شود که شخص فقیر به خدا توکل کند; به درگاه او دعا و تضرع نماید و به او نزدیک‏تر شود و روشن است که این گونه هم می‏توان به خدا نزدیک شد; آسایش آخرت را با رنج دنیا به دست آورد و خیلی قشنگ به خدا رسید .

بر همین اساس، بزرگان بسیاری فقر را برگزیدند و خود را به چنین زندگانی عادت دادند و از همین راه، به سر منزل مقصود رسیدند . آدمیان از نظر صفات روحی، جسمی و فکری متفاوتند و مقاومت آنها در برابر مشکلات، بایکدیگر فرق دارد . چنان که كم وبيش همه می‏دانیم، فقر پیامدهای سوء بسیاری نیز به دنبال دارد . از همین رو کسی که ظرفیت و توان تحمل آن را نداشته باشد، ممکن است ‏به مفاسد آن گرفتار آید و در نهایت نتیجه ‏ای کاملا عکس حاصل شود و باعث زوال دین، شقاوت و بدبختی او شود . از این رو در دین مقدس اسلام، فقر مذموم است و افرادی که خود و خانواده خود را به سختی افکنند و برای معاش تلاش نکنند، به شدت مورد نکوهش هستند . در گفتار معصومان (ع)، پاداش کسی که برای تامین زندگانی خود و خانواده‏ اش از راه حلال می‏کوشد، مانند پاداش مجاهد راه خدا شمرده شده است . در قرآن کریم نیز افراد به استفاده از نعمت‏های الهی سفارش شده، کسانی که نعمت‏های خدا را بر خود حرام ساختند و گوشه نشینی اختیار کردند، به شدت سرزنش شده‏ اند .

همچنین اسلام برای مبارزه با فقر در جامعه، مالیات‏ هایی چون خمس و زکات در نظر گرفته است و نیز راهکارهای فراوانی ارائه کرده است تا فقر از چهره جامعه اسلامی زدوده شود .

به طور کلی از برنامه ‏های فقر ستیز و نیز نصوصی که در نکوهش فقر آمده، نمایان است که این پدیده از نظر اسلام مطلوب نیست .

آثار فقر

فقر پیامدهای بسیار نامطلوبی در جامعه دارد و اگر این پدیده به موقع شناسایی و نابود نشود، چون غده‏ای سرطانی گسترش یافته، جامعه را فرا می‏گیرد و به مرگ اجتماع می‏انجامد .

آثار اقتصادی

از آن جا که فقر پدیده‏ای اقتصادی است، به طور طبیعی در حوزه اقتصاد، آثاری ویران‏گر بر جای می‏نهد . از آثار اقتصادی فقر، مورد استفاده قرار نگرفتن امکانات بالقوه اقتصادی، فقدان سرمایه لازم برای سرمایه گذاری، کمبود تقاضا برای نیروی کار، پایین بودن مزدها و رشد منفی است .

به تعبیر جامعه شناسان، فقر، فقر می‏زاید و به طور معمول، فرزندان فقرا در محرومیت ‏باقی می‏ مانند; از مزارع و دیگر منابع و امکانات استفاده کامل نمی‏شود و تولید کاهش می‏یابد و در نهایت کشور فقیر، برای تامین نیازهای اساسی‏ اش، ناگزیر ارزش‏های خود را زیر پا می ‏نهد و دست نیاز به سوی کشورهای ثروتمند دراز می‏کند و به وابستگی اقتصادی که اغلب به وابستگی سیاسی می‏انجامد، تن می‏دهد .

آثار فرهنگی

آثار فرهنگی فقر در جامعه، بسیاری گسترده ‏تر از آثار اقتصادی آن است . برخی از این آثار عبارتند از: ضعف عقیدتی، ضعف علمی، اضطراب و ناراحتی‏های روحی و از بین رفتن فضیلت‏ها .

کمبود مراکز آموزشی و مربیان مجرب، یکی از آثار فقر در سطح جامعه است . در کشورهای فقیر، معمولا کودکان از سنین پایین در کنار سرپرست ‏خانواده، برای تامین نیازهای اولیه زندگی تلاش می‏کنند و به همین سبب، آمار ترک تحصیل نوجوانان بسیار بالاست .

آثار اجتماعی

میان محرومیت‏های اقتصادی و مسائل فرهنگی - اجتماعی پیوندی مستحکم وجود دارد . مهم‏ترین اثر اجتماعی فقر که خود به آثار دیگری می‏انجامد، ضعف شخصیت تهیدستان است . فقرا به سبب بی ‏بهره بودن از امکانات مادی و موقعیت اجتماعی، در جامعه مورد تحقیر قرار می‏گیرند و اگر حقی از آنان پایمال شود، کسی گفتارشان را نمی ‏پذیرد . آنان کم‏کم قدرت دفاع از حق خود را از دست می‏دهند و بانومیدی به انزوا روی می ‏آورند . حضرت علی (ع) در این باره می‏فرماید: «تهیدست کوچک شمرده می‏شود، سخن وی را نمی ‏شنوند و جایگاه او را نمی ‏شناسند» .

آثار سیاسی

هرگاه مردم فقیر و محروم به حکومت‏ خود اعتقاد و اعتماد نداشته باشند، به سادگی بازیچه گروه‏های مخالف دولت می‏شوند; هرچند این گروه‏ها از موقعیت اجتماعی

بی‏ بهره باشند و چون این قشر، اکثریت مردم را تشکیل می‏دهند، رضایت آنان، موجب مستحکم شدن پایه‏ های حکومت و ناخشنودی آنان، سبب فروپاشی آن می‏شود .

فقر تحمیلی و فقر انتخابی

بسیارند افرادی که فقر، ناخواسته بر آنان تحمیل شده است و ناگزیرند با آن دست و پنجه نرم کنند . حوادث طبیعی چون سیل، زلزله، عوامل اقتصادی حاکم بر جامعه مانند توزیع ناعادلانه ثروت، افزایش بی‏ رویه قیمت‏ها و فقدان امکانات شغلی و عوامل فرهنگی، مانند ترویج گناه و متزلزل شدن باورهای دینی و ... از علل این نوع فقر به شمار می‏آیند .

ازسوی دیگر برخلاف افرادی که ناخواسته فقر بر آنها تحمیل شده است، گاه افراد خود در ایجاد فقر مؤثرند . گروهی برای رسیدن به اهداف متعالی والا و گروهی به دلیل وجود ضعف‏هایی در اندیشه یا عمل خویش، در فقر خود نقش دارند .

گاه گزینش فقر به سبب اهداف متعالی است . فقر انبیا (ع) از جمله پیامبر اکرم (ص)، از این نوع است . پیامبر (ص) باوجود ثروت فراوانی که همسرش حضرت خدیجه (س) در اختیار وی گذاشته بود، تا پایان عمر در فقر زیست; زیرا خداوند خود بر پیشوایان دینی واجب کرده است که مانند فقیرترین افراد جامعه زندگی کنند . حضرت علی (ع) می‏فرماید: اگر انبیا (ع)، صاحب قدرت و ثروت بودند، گرایش مردم به آنان با انگیزه ‏های غیر الهی آمیخته می‏شد .

همچنین ممکن است شخصی با در نظر داشتن هدفی والا، در مقطع زمانی خاصی، سختی و مشقت راتحمل کرده، فقیرانه زندگی کند; همان‏گونه که چنانکه برخی از دانشمندان به دلیل ترجیح دادن دانش بر رفاه و آسایش مادی، در فقر به سر می‏بردند; این افراد هرگز در پی فقر نبوده ‏اند و اگر جمع ثروت و دانش برایشان ممکن بود، هرگز تن به فقر نمی‏دادند .

نکته مهم این است که گروهی به سبب برداشت‏های نادرست از تعالیم دینی، فقر را بر می‏ گزینند و در اثر انحراف از تعلیمات اسلامی و فهم نادرست دین، در گرداب فقر فرو می‏روند . آنان هرگز برای رسیدن به رفاه و سطح بالاتری از زندگی، تلاش نمی‏کنند و به کم‏ترین خوراک و پوشاک و امکانات زندگی قانع می‏شوند . جامعه ‏ای که از چنین افرادی تشکیل می‏شود، همیشه در فقر و بدبختی دست و پا می‏زند . بنابراین اگر بگوییم کج فهمی و برداشت نادرست از معارف اسلامی، خود یکی از علل عقب ماندگی و فقر مسلمانان است، درست گفته ‏ایم و روشن است که چنین فقری مذموم و نکوهیده است و چنین جامعه‏ ای مطلوب اسلام نیست .

دیدگاه غلط این گروه نسبت ‏به دنیا و آخرت، نمونه بارزی است که می‏توان از آن یاد کرد . اینان چنان می‏ پندارند که نیک بختی دنیا و آخرت، جمع شدنی نیست و اگر بخواهند در جهان دیگر کامیاب باشند، باید در دنیا در فقر و بیچارگی به سر ببرند . اینان به سبب برداشت‏های نادرست از مفاهیمی چون زهد، از دنیا روی گردانده، نعمت‏های آن را برخود حرام کرده‏ اند . یکی دیگر از برداشت‏های نادرست از دین، فهم قضا و قدر الهی و تفسیرهای ناروا از مفاهیمی چون تقدیر، توکل و قناعت است که به عدم تلاش اقتصادی و در نهایت تنگدستی می‏انجامد . تحقیق در این امور ثابت می‏کند که هیچ یک از این مفاهیم، جامعه را به سمت تنگ‏دستی نمی‏کشاند; بلکه عمل به آنها به پیشرفت و ترقی جامعه می‏انجامد .

از عوامل دیگری که معصومین (ع) از آنها به عواملی در شکل‏گیری فقر در فرد و جامعه یاد کرده‏ اند، می‏توان به بی‏ برنامگی، تنبلی و استقامت نداشتن، عدم پرداخت‏ حقوق مالی چون زکات و ... ، اظهار نیاز و حفظ نکردن عزت نفس، تکدی‏ گری و نیز ارتکاب برخی از گناهان اشاره کرد .

همه این روایات، دلیل بر آن است که فقر در حقیقت مذموم است . بنابراین آن دسته از روایات که به نحوی فقر را مدح کرده است، اشاره به جنبه‏ های نیک آن دارد و تنها یک نوع اظهار همدردی با فقرا و دل‏جویی از آنان است، نه تشویق به زندگی فقیرانه و سوق دادن جامعه به سمت فقر .

منبع: hawzah