فقر روستایی و راهکاری برای کاهش آن

 

فقریکی از اصلي ترين مشکلات دوره کنونی به شمار میرود . به رغم پیشرفت های عظیم اقتصادی ملیونها نفر در جهان که بیشترشان در نواحی روستایی زندگی میکنند همچنان در فقر به سر میبرند . از عوامل عمده فقر روستاییان میتوان به عوامل اقتصادی، کشاورزی، شغلی، روابط اجتماعی و میزان مشارکت اقتصادی اشاره کرد.درسطح ملی کلیه گروهها و افرادی را که نزدیک خط فقر قرار دارند ، جز ء گروههای فقیر قلمداد می کنند . در میان کشاورزان، افزایش بار تکفل و نیز کاهش دارایی های خانوار نقش زیادی در افزایش شانس فقیر شدن خانوار نسبت به سایر متغیر های جمعیتی وجغرافیایی ایفا می کنند. درهرحال فقرروستایی با بهره گیری از شاخصهای گوناگون و متعدد همچون در آمد سرانه، میزان مرگ و میر نوزادان ، سالهای اندک امید به زندگی ، شاخصهای بهداشت ، آموزش و اشتغال و مانند آنها تعریف میشود . دردودهه اخیر در بسیاری از کشورها تامین مالی خرد راهکاری مناسب جهت مقابله با فقر روستاییان مطرح شده است . اهمیت این دستاوردها به

گونه ای بوده که بانک جهانی سال 2005 را سال اعتبارات خرد نامگذاری کرد . نتایج نشان میدهد که اصلی ترین دلیل دریافت اعتبار کشاورزان از منابع رسمی و غیر رسمی اعتباری ، مصارف تولیدی و رفع هزینه های تولید آنان است. دیگر نتایج هم نشان میدهد که قشر کم در آمد روستایی بیشترین سهم دریافت اعتبار را از بخش غیر رسمی داشته اند.

دراین مقاله ابتدا فقر روستایی مورد بررسی قرار میگیرد و سپس به بررسی نقش اعتبارات خرد در کاهش فقر روستایی پرداخته میشود .

مقدمه:

فقرومحرومیت در بیشتر کشورها یکی از مسایل و مشکلات مهم برای دولتها و بویژه برنامه ریزان  به شمار می رود .همچنین چگونگی برخورد دولتها با این مشکل و اینکه چه راهکاری برای حل یا کاهش آن اتخاذ میکنند از مسایل مطرح و مشکل آفرین برای آنهاست . در این میان فقر در جوامع روستایی یکی از چالشهای مهم بر شمرده می شود که ذهن بسیاری از جامعه شناسان وصاحبنظران مسایل توسعه را به خود معطوف کرده است . بر اساس گزارش فائو نزدیک به یک ملیارد نفر که بیشتر آنها در نواحی روستایی زندگی می کنند در فقر به سر می برند . این در حالی است که اقتصاد روستایی به طور عمده بر پایهء فعالیتهای کشاورزی و دامی قرار دارد که خود تابع قانونمندی زیستی و بوم شناختی است . بنا بر این در آمد در روستا ها بیشتر دستخوش تغییر میشود و در پی آن درجه آسیب پذیری روستاییان نیز بالا میرود .

با توجه به ساختار جمعیت فقیر در کشور های در حال توسعه و تمرکز آنها در بخش روستایی ، موسسات تامین مالی خرد ( MFI)  میتوانند نقش بسیار موثری در توسعه بازارهای مالی ایفا کنند و ابزاری به منظور افزایش رشد و توسعه اقتصادی و در نهایت مقابله با فقر باشند.این نهادها با ارائه خدمات مالی در سطوح کوچک اعم از اعطای اعتبارات  اولیه و یا تجهیز پس اندازهای کوچک افراد موجب رشد و توسعه اقتصادی می شوند .

به طور کلی توسعه وگسترش نهادهای تامین  مالی خرد موجب میشود که  :

 الف) نیازهای سرمایه ای کار فرمایان خرد فراهم میشود .

 ب) فرصت مناسب سرمایه گذاری   برای این سرمایه ها فراهم میشود.

 ج) - فرصت پس انداز برای افراد پدید اید .

 د)- با ادامه فعالیت دراز مدت  این موسسات  عادلانه تر شدن توزیع در آمد صورت گیرد .

سازماندهی نهادهای مالی و اعتباری در جهت هدفهای توسعه درونزا ی روستایی یک ضرورت است واکثر کشورها نیز در فرایند توسعه روستایی به این مقوله پرداخته اند.

درفرایند تحول ساختار اقتصادی مناطق روستایی از اقتصاد معیشتی – مبادلاتی به اقتصاد بازار ، عامل سرمایه و نهادهای مالی و اعتباری نقش اساسی دارند . بنابراین ضرورت ایجاد موسسات اعتباری غیر دولتی روستایی در کشور های در حال توسعه کاملا روشن است.

تعاریف ارائه شده در حوزه فقر وانواع آن:

فقر به صورت های مختلفی تعریف شده است و اگر پارامتر های زمان و مکان را در نظر بگیریم این تعریف ها تفاوت بیشتری هم پیدا میکنند . از حیث تاریخی مطالعات علمی فقر و مبارزه با آن به اواخر قرن 19 برمی گردد که تحقیقات بوت وروا نتری در انگلستان نقطه شروع برای این نوع مطالعه است . بوت و روا نتری فقر نسبی وفقر مطلق را متفاوت با همدیگر می دانستند . بر اساس این دیدگاه ، فقر مطلق ناتوانی در کسب حداقل استاندارد های زندگی است . در مقابل فقر نسبی  ناتوانی در کسب یک سطح معین از استاندارد های زندگی است . به عبارتی ، منشاء اولیه فقر نسبی در جامعه توزیع نابرابر در آمد های آن  جامعه بین افراد مختلف است . روانتری فقر را به دو بخش اولیه وثانویه تقسیم میکند .

فقر اولیه :

در صورت دسترسی نداشتن به منابع لازم برای تامین نیازهای اولیه و اساسی حاصل میشود و

فقر ثانویه :

وقتی بوجود می آید که افراد توانایی استفاده از منابع را جهت بهبود سطح زندگی خود ندارند.

از دید گاه تاون سند افراد و خانوارها یا گروههای جمعیتی را که با کمبود یا نبود منابع لازم برای کسب انواع رژیم های غذایی ، مشارکت در فعالیت ها و شرایط و امکانات معمول زندگی مواجه باشند میتوان فقیر محسوب کرد . آمارتیا سن معتقد است که فقر را باید همانند گرما حس کرد به عبارتی برای اینکه بدانیم فقر چیست و چه دردی به همراه دارد باید در کوره داغ آن قرار بگیریم و همان گونه که تا در معرض آتش نباشیم آن را نمی توانیم درک کنیم ،تا در وضعیت فقر نبا شیم  نمی توانیم آن را به خوبی حس نماییم . از دید گاه سن فقر مترادف با محرومیت است  محرومیت نیز مفهومی نسبی است . که امکان دارد در مکانها وزمانهای مختلف کاملا متفاوت باشد . یعنی اینکه در یک کشور در حال توسعه ویک کشور توسعه یافته فقر به دو صورت کاملا متفاوت تعریف می شود . به عنوان مثا ل در کشور در حال توسعه ، فقر به معنی محرومیت از امکاناتی نظیر غذا و مسکن و دارو تلقی شود که جهت تداوم حیات لازمند و در کشور توسعه یافته به معنی محرومیت از شرایط و امکانات یک زندگی متوسط تلقی شود .

به طور کلی فقر در جوامع انسانی مترادف با ناتوانی در برآورده کردن نیازهای اساسی زندگی است و مصداق آن وضعیت افراد و خانواده هایی است که دارای توان و امکان کافی برای تامین حداقل نیازهای زندگی شامل غذا ، پوشاک ، بهداشت و مسکن نیستند . و نیز محرومیت از دیگر ضروریا ت اولیه و متعارف زندگی نظیر آموزش ، اشتغال ، مشارکت اجتماعی و غیره از مواردی است که نبودشان در ایجاد فقر اهمیت می یابد .

در ایران مطالعات انجام شده باز گوی آن است که مهم ترین گروههای اجتماعی درگیر فقر در اجتماعات روستایی به تر تیب عبار تند از خانوار های تحت سر پرستی زنان ، چوپانان ، کارگران روستا ، ماهیگیران خرده پا ، سالخوردگان و از کار افتادگان و روستائیان بی زمین و همچنین گروه های به شدت آسیب پذیر در مقابل فقر عبارتند از کشاورزان خرده پا و بهره وران معیشتی ، که عمدتا در واحد های بهره برداری کوچک و متوسط به کار اشتغال دارند .

منابع درآمد روستائیان  :

منابع در آمدی خانوارهای روستایی معمولا متنوع می باشد واین یکی از ویژگی های مهم نظام اقتصادی روستا به شمار میرود  . مطالعات نشان می دهد که از حیث متوسط در آمد گروههای اصلی مشاغل در روستا را می توان به سه دسته تقسیم کرد :

الف) مشاغل با در آمد زایی بالا

به ترتیب به ماهی گیری .حمل ونقل وارتباطات . عمده فروشی و خرده فروشی . استخراج معدن . بهداشت و مدد کاری اجتماعی . آموزش و پرورش و اداره امور عمومی تعلق دارد . سه گروه آخر در بر گیرنده ی مشاغل حقوق بگیری در نقاط روستایی است که در مواردی شاغلان آنها حتی غیر روستایی بوده و فقط به اعتبار نوع شغل موقتا در روستا سکونت دارند.

ب ) مشاغل با در آمد زایی متوسط :

این دسته شامل مشاغل گروه صنعت .تامین برق و گاز. هتل ورستوران داری که در نقاط روستایی منحصر به قهوه خانه است و کشاورزی  و دامپروری  و  شکار و جنگل داری  است.

ج) مشاغل با در آمد زایی پایین :

فعالیت هایی از نوع خدمات عمومی و اجتماعی . مستغلات . و اجاره دفاتر و ادارات مرکزی را در بر می گیرد که از حیث میزان در آمد پایین ترین سطوح در آمد روستاییان است  .

اهميت توجه به فقراي روستايي:

1- اكثر فقراي جهان روستايي‌اند (4/3 فقراي جهان (يعني حدود 900 ميليون نفر) در نواحي روستايي زندگي مي‌كنند) بنابراين اگر برنامه‌هاي كاهش فقر مي‌خواهند موفق باشند بايد روي مردم روستايي متمركز شوند. از طرفي ديگر فقر بي‌ارتباط با جنسيت نيست، زنان، خصوصا زنان روستايي از زمين، اعتبار، فن‌‌آوري، آموزش، مراقبت‌هاي بهداشتي و مهارت‌هاي كاري كمتري بهره‌مند مي‌شوند.

2- دخل و خرج و اشتغال فقراي روستايي روي مواد غذايي متمركز مي‌شود. آنها زمين، تحصيلات و دارايي كمي دارند و براي پيشرفت با موانع پيوسته زيادي مواجه مي‌شوند.

3- آمار رسمي بيانگر آن است كه در آينده فقر از پيرامون به‌داخل شهرها انتقال خواهد يافت.

4- اگر هزينه‌ها براي سرمايه‌گذاري مستقيم و زيرساختاري جهت كارآفريني نواحي روستايي باشد موفق‌تر است.

5- كارآفريني شهري براي مردم روستايي جوياي كار جذابيت دارد كه ممكن است نرخ بيكاري شهري را ثابت نگه ‌دارد. سياستهاي شهري- مدار به تنهايي قادر نيست فقر شهري را كاهش دهد چون شايد زندگي شهري جذاب‌تر شود اما هزينه‌هاي تراكم را بالا و دستمزدهاي فقراي شهري را پايين خواهد برد. اگر هزينه‌هاي عمده تنزل يابد اما هزينه‌هاي غير كارگري محصولات عمده كشاورزي زمين‌داري كوچك سريع‌تر تنزل يابد آن‌گاه كشاورزان فقير خرده‌پا، كارگران كشاورز و مشتريان شهريِ مواد غذايي يعني كساني كه بيشتر درآمدشان را بابت مواد غذايي پرداخت مي‌كنند، همگي سود مي‌برند. در حالي‌كه هيچ محصول شهري وجود ندارد كه باارزان كردن يا گسترش دادن آن فقراي روستايي نفعي ببرند. در نتيجه مقرون به صرفه‌ترين راه كاهش فقر شهري، كاهش فقر روستايي است.

6- كاهش فقر روستايي حتي مهاجرت كوتاه ‌مدت به شهركها را نيز كاهش مي‌دهد اما حركت ميان‌ مدت افراد نزديك خط فقر را براساس تجارب جنوب و شرق آسيا افزايش مي‌دهد.

7- تمركز منابع مبارزه با فقر روي فقر روستايي، سازگار با توليد كوچك مقياس (و كاربر) است و اين حالت برابري و كارآيي را افزايش مي‌دهد.

8- همانطور كه در موارد بالا اشاره شد اهميت توجه به توسعه روستايي، عدالت اجتماعي و ايجاد برابري ناحيه‌اي ضرورت مطالعه درباره فقراي روستايي را مشخص مي‌كند .

امروزه چهار کانون اصلی توجه در مطالعات فقر روستایی در جهان میتوان تشخیص داد

1- بازنگری فقر

2- فقر روستایی و پیامد های آن

3- رابطه فقر و سرمایه اجتماعی در روستاها

مطالعات فقر در ایران به جز ء در مورد دوم در سایر زمینه ها پیشرفتی نداشته ا ست . به همین لحاظ هیچ ا طلاعاتی  از سیاست های اجتماعی ، ساختاری و اقتصادی کلان و نیز برنامه های مربوط به پیشبرد رشد بر روی کاهش یا افزایش فقر روستایی در کشور در دست نیست . البته باید توجه داشت که کا ستی های اشاره شده درمورد مطالعات مربوط به فقر روستایی در کشور به نوبه خود متا ثر از مشکلات کلی تر است که به نظام برنامه ریزی و اجرا در کشور حاکم است . نخستین مشکل در این زمینه آن است که آمار مناسب ، جامع و دقیقی در مورد روستا های کشور و مردم ساکن  در آن وجود ندارد . و بالا خره ، مشکل اساسی دیگری که مانع از پیشرفت مطالعات فقر روستایی است پراکندگی این مطالعات و سازمان نیافتن یافته ها در یک قالب عملیاتی و کارکردی معین است که بنا بر قاعده  میباید در ماموریت ها وظایف نهاد اجرائی مشخصی که مسئولیت کاهش فقر روستائی را به عهده خواهد داشت تعریف شده باشد . به دیگر سخن باید نهاد مستقل و مسئولی در زمینه ی کاهش فقر روستائی وجود داشته باشد که بتواند بطور متمرکز مطالعات پراکنده ی موجود را پوشش  داده ، سنتز یافته های آن و انتقال این یافته های سنتز شده به فرایند برنامه ریزی را سازماندهی و هدایت کند. نهادمند شدن این مطالعات ،  هدفمند شدن آن ها برای مقاصد کاربردی فقر زدائی و حتی پیشرفت روش شناختی آن مستلزم توجه جدی به این ضرورتهای اصولی است .

منبع: asromid